بایگانیِ دسامبر 10th, 2007
حکایت کاندوم(کاپوت) خریدن در ایران!
:: کاندوم هست خدمتتون؟!
کاندوم خریدن در ایران یک تفریح است! خب بله، من هم مثل شما قبول دارم که این کار در این کشور هم سخت است و هم عواقب دارد، اما بیایید مثل من دیدتان را عوض کنید، فرض کنید می خواهید وارد داروخانه شوید و درست مثل خواستن یک ورق استامینوفن، جلو همه، بلند و کشیده، بگویید: "کاندوم هست خدمتتون؟!" سبک سوال البته با استامینوفن فرق دارد، چون اگر فقط بگویید "کاندوم بده" بلافاصله می پرسند چه رنگی، چه سایزی، چه مارکی، چه مزه ای! شاید هم با کارگر ساختمانی چیزی اشتباهتان بگیرند و بادکرده ترین جنس را بگذارند کف دستتان و خواهید دید عاقبت این شرم و حیا می شود سمباده ای که راه های کج کج دارد با مزه ی فلفل و خواص تاخیری مشدد که امروز اگر شروع کنید، فردا همین موقع آیا بیاید، آیا نه!
از این خیالپردازی که بگذرم، در باب تفریحی که اشاره کردم، معمولن یکی از آقایان موجود در داروخانه را مسئول کاندوم فروشی می کنند، فرض بر این است که خانم ها خیلی متشخص تر از این هستند که کاندوم بخرند، همچنین خانم که نمی تواند به مرد نامحرم کاندوم بفروشد، خدای ناکرده آنجای آقا را تخیل می کند و واویلا! بنا براین وقتی وارد داروخانه (به عنوان مرجع اصلی) می شوید، باید اول یک آقا پیدا کنید، حالا مثلن اگر یک آقایی پشت قفسه ها و روی چهارپایه در حال دستمال کشیدن بوده و فقط یک خانم فروشنده در دسترس باشد، باید با لبخند و ایما و اشاره بگویید که با آن آقا کار دارید و فقط در حضور او صحبت خواهید کرد. معمولن به نفع خودتان است که مساله را با خانم مطرح نکنید، چون هیچ بعید نیست که در آن لحظه طرف پشت میزی چیزی موضع بگیرد و تا خارج شدن شما از جایش در نیاید، کاندوم خواسته اید، بنابراین س-کس دارید (خاک بر سرم)، حلقه هم که دستتان نیست، بنابراین هم آلوده هستید هم بی ادب.
اما از تجربیات خودم که بگویم، آقایان کاندوم فروش هم معمولن اخلاق کاندوم فروشی شان با اخلاق مثلن پوشک فروختن فرق می کند! کاندوم که می خواهی، طرف سگ می شود! حالا واقعن دلیل این رفتار چیست، من هرگز نفهمیده ام! بنده ی خدا کاندوم را خریده، داخل ویترین مغازه گذاشته، دوتا هم پوستر گنده به دیوار زده، باز وقتی می خواهی همان را ازش بخری، طوری قیافه می گیرد انگار داری حشیش معامله می کنی: توی چشمت نگاه نمی کند، لبخند که هرگز نمی زند، سوالاتت را کوتاه و موجز جواب می دهد و اگر اپسیلونی خودمانی حرف بزنی احتمالن از ترس گی بودنت می رود پشت میزش بغل آن خانم بالایی موضع می گیرد! سر آخر هم اگر احیانن صندوقدار خانم باشد، همان آقا کاندوم ها را می چپاند در کیسه ی سیاه، می آورد دم صندوق، پول را از دست تو می گیرد، می دهد دست صندوقدار، یک تبرک عجیب که احتمالن بخاطر میکروب زدایی پیرو س-کس احتمالی و ایدز و دست نامحرم قائل به سک-س و این حرف ها ضروری ست! کیسه ی سیاه هم البته همان نقش کیسه ی سیاه نوار-بهداشتی را دارد که آن نمی گذارد مردم بفهمند صاحب کالا یک زن واقعی ست که (عجیب است) پریو-د می شود، این نمی گذارد ملت متوجه شوند صاحب کالا قدرت نعوظ دارد (نعوذبال…)!
خلاصه که کاندوم خریدن (حداقل) در ایران کلی تفریح است، اگر یک کمی پر رو شوید و اگر با این دستگاه های خودپرداز مزه اش را خراب نکنند!
—————————————————–
پ.ن: تمام کاندوم های جدید بروشور دارند، ورق زدن این بروشورها هم برای خودش نوعی تفریح به حساب می آید، می روید آن تو هول نکنید یک چیزی بهتان بندازند، حق انتخاب دارید، مبسوط!
پ.پ.ن: برای من جالب است بدانم با خانم ها چه رفتاری می شود هنگام کاندوم خریدن، لطفن جوابتان را با ذکر اسم و منطقه ی سکونت و وضعیت تاهل و شماره شناسنامه بنویسید (سلام جناب گوشزد)!
http://blog.35dg.com
رهبر فرزانه در توهم «نایب امام زمان بودن» است!
پیک نت: خامنه ای در توهم رهبری جهان غرق شده است. خودش را منزوی کرده و یا او را منزوی کرده اند. باور کنید که از اوضاع مردم و مملکت بی خبر است، مخصوصا با این سفرهای جدیدی که سپاه و دست های پنهان داخل بیت رهبری برایش ترتیب میدهند، بکلی بیگانه با واقعیات جامعه شده است.
هاشمی رفسنجانی دراین هفته ها یگانه پاسخی که به مراجعه کنندگان آشنا و ابراز نگرانی آنها میدهد اینست: من خسته شده ام.
به او، یا از روی تعارف و یا باور گفته اند شما مرد بحران هستید. لابد منتظرید اوضاع بحرانی تر شود. او گفته: آب چند متر از روی سر همه ما گذشته و شما تازه از بحران حرف می زنید؟
خیلی از روحانیون بشدت نگران اند. در بسته ترین محافل خودشان می گویند: ما تعجب می کنیم که چرا مردم نمی ریزند توی خیابان و همه ما را نمی کشند؟
درباره رفرم و اصلاحات در همین محافل بحث شده است. با صراحت گفته اند: جان مردم به لبشان رسیده، هیچ کس و هیچ چیز را دیگر مردم قبول ندارد. کار از رفرم و این حرف ها گذشته، مردم اصلا به کسی امید ندارند.
آن اظهارات امام زمانی تعجب آوری را که احمدی نژاد هر چند وقت یکبار مطرح می کند، در واقع حرف و نظر خود خامنه ایست. واقعا او در این توهم غرق شده که امام زمان هدایتش می کند. این را در محافل فرماندهان عالی سپاه بارها گفته و آنها هم در سخنرانی های خودشان گهگاه به نوعی طرح می کنند. در همین محافل حرف هائی زده می شود که شما بعضی وقت ها در سخنرانی فرماندهان سپاه می توانید بشنوید. مثلا فرمانده کل سپاه واقعا دچار این توهم شده که فرمانده سپاه اسلام است و برای امام زمان آماده فتح جهان است.ا
رهبر فرزانه در توهم «نایب امام زمان بودن» است!
پیک نت: خامنه ای در توهم رهبری جهان غرق شده است. خودش را منزوی کرده و یا او را منزوی کرده اند. باور کنید که از اوضاع مردم و مملکت بی خبر است، مخصوصا با این سفرهای جدیدی که سپاه و دست های پنهان داخل بیت رهبری برایش ترتیب میدهند، بکلی بیگانه با واقعیات جامعه شده است.
هاشمی رفسنجانی دراین هفته ها یگانه پاسخی که به مراجعه کنندگان آشنا و ابراز نگرانی آنها میدهد اینست: من خسته شده ام.
به او، یا از روی تعارف و یا باور گفته اند شما مرد بحران هستید. لابد منتظرید اوضاع بحرانی تر شود. او گفته: آب چند متر از روی سر همه ما گذشته و شما تازه از بحران حرف می زنید؟
خیلی از روحانیون بشدت نگران اند. در بسته ترین محافل خودشان می گویند: ما تعجب می کنیم که چرا مردم نمی ریزند توی خیابان و همه ما را نمی کشند؟
درباره رفرم و اصلاحات در همین محافل بحث شده است. با صراحت گفته اند: جان مردم به لبشان رسیده، هیچ کس و هیچ چیز را دیگر مردم قبول ندارد. کار از رفرم و این حرف ها گذشته، مردم اصلا به کسی امید ندارند.
آن اظهارات امام زمانی تعجب آوری را که احمدی نژاد هر چند وقت یکبار مطرح می کند، در واقع حرف و نظر خود خامنه ایست. واقعا او در این توهم غرق شده که امام زمان هدایتش می کند. این را در محافل فرماندهان عالی سپاه بارها گفته و آنها هم در سخنرانی های خودشان گهگاه به نوعی طرح می کنند. در همین محافل حرف هائی زده می شود که شما بعضی وقت ها در سخنرانی فرماندهان سپاه می توانید بشنوید. مثلا فرمانده کل سپاه واقعا دچار این توهم شده که فرمانده سپاه اسلام است و برای امام زمان آماده فتح جهان است.ا
آغاجری: شکنجه میکنند اما اسمش را میگذارند تعذیر!
متن كامل سخنرانى دكتر هاشم آغاجرى در تالار معلم همدان –سخنرانی در پی آن حکم اعدام آغاجری صادر شد
پيشوا با چه زبانی با مردم صحبت ميکند؟
رهبر، در حاليكه بر صندلي آبنوس تكيه زده، چفيهای فلسطينی -كه حالا اسامهبنلادن هم آن را تصاحب كردده -بر گردن دارد. دو مامور امنيتی در دو سوی او ايستادهاند و او خطاب به رايزنان فرهنگی كه چهار زانو و در فاصله چند متری او بر زمين ميخكوب شدهاند ميگويد: «بوش با مردم دنيا به زبان هيتلر سخن ميگويد»
و بی اختيار كسانی كه سرمقاله كيهان 9 مرداد را خواندهاند، لقبی را بخاطر ميآورند كه مشاور فرهنگي-امنيتی رهبر، يعنی حسين شريعتمداری در كيهان به او داده است: پيشوا، خامنهای بزرگ!
پيش و يا پس از حسين شريعتمداري، حاج حبيبالله عسگر اولادی مسلمان در نامه دوم خود خطاب به دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي لقب موتلفه بخشيده به رهبر را به ياد محمدرضا خاتمی آوردهبود: امام خامنهاي!
او به چه زبانی با مردم ايران سخن ميگويد؟
د.گل مرادی: آقای خامنه ای، در سايه شما فساد، غارت و فحشا بيداد میکند
دکتر گل مرادی
آقاى آيت الله سيد على خامنه اى،
چندين ماه پيش يك نامهاى تقريباْ به همين عنوان و در رابطه با حقانيت اسلام شما و نيز جريان معروف به رشوه دهى شهرام جزايرى و رشوه خوارى بعضى ازمسئولان و كار به دستان در جمهورى اسلامى ، برايتان نوشتم و براى برخى از رسانه هاى مهم داخل و خارج از كشور و از جمله دفتر "ولى فقيه" ارسال نمودم . متاسفانه نشريات داخل كشور از ترس "تعزير سربازان گمنام امام زمان" نه اينكه جرات انتشار آن را به خود ندادند ، بلكه بعضى از آنها حتا دريافتش را هم انكار كردند! و كماكان دفتردار خود حضرتعالى پس از اطلاع از محتواى
علی فلاحیان واندیشه های بلند یارانش!
امير فرشاد ابراهيمي
علی فلاحیان متولد سال ۱۳۲۸ نجف آباد. دارای تحصیلات در درس خارج فقه و اصول . حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی آبادان ، باختران وخراسان ، قائم مقام دادستان کل انقلاب ، معاون وزیر اطلاعات ، رئیس دفتر بازرسی فرماندهی کل قوا ،دادستان ویژه روحانیت و وزیر اطلاعات در هر دو کابینه هاشمی رفسنجانی بوده است .
اکبر هاشمی در تاریخ ۵/ ۶/۱۳۶۸ فلاحیان را اینچنین به مجلس معرفی نمود :
