آقای گنجی، من نمیتوانم ببخشم و فراموش کنم؛ من آتشفشانی از انتقام هستم
آقای اکبر گنجی ای بزرگمرد! من از جانب خودم حرف میزنم از جانب یک انسان که از طفولیتش توی گوشش اذان و اقامه خواندند و در پیروش هم خیلی چیزهای دیگر! من با شعارهایی مثل جانم فدای رهبر، بزرگ شدم. من با موعظههای آخوندهای منبری بزرگ شدم همانها که می گویند دنیا چشم بر هم زدنی نیست و باید توشه آخرت برداشت باید از مادیات چشم پوشید باید توسل پیدا کرد باید برای مظلومیت ها گریه کرد باید خودت را برای خدا ذلیل کنی باید بگویی من هیچ نیستم و همه اوست پس باید صم و بکم حرف صاحبان طریقت را گوش دهی تا به فلاح و رستگاری برسی! من پای منبر خمینی بزرگ شدم من شنیدم که تفریح و لهو لعب انسان را از خدا دور میکند، من شنیدم که باید برای فلاح اسلام و مسلمین هر چه از توان داری ایثار کنی، من شنیدم که گفتند ما میبایست جانمان در برابر حفظ ارزشها (البته ارزشهای این نامردان) به طبق اخلاص تقدیم کنیم. من بچه مثبت اینها بودم من بخاطر همه حرفهای این صاحبان طریقتِ کلاشی و عوامفریبی، بسیاری از حلالهای خدا را یا برایم حرام کردند یا خود بر اثر تلقینات اینان بر خود حرام کردم. جناب گنجی، شاید بگویید کون لقت میخواستی گوش نکنی میخواستی هر چه دلت میخواست انجام دهی میخواستی در اوج این عوامفریبیها فکرت را به کار بیاندازی؟ میخواستی نروی شعار بدهی تضاهرات هم نروی، رای هم ندهی، مگر کسی مجبورت کرده بود، میتونستی آن طور که دوست داشتی زندگی کنی و….ولی آقای گنجی من پاسخم به پرسش -که مطمئنم لااقل حضرتعالی اینگونه از من نخواهید بپرسید اما به هر حال شاید یرای خیلیها این پاسخها به قول خودشان دندانشکن باشد- این است که: مگر دست من بود که در اوج دوران شور و احساس و عقلواپسزدگی به دنیا آمدم، اگر خدا از من نظر میخواستم به روح پدرم میخندیدم که بخواهم این حضرات عوامفریبِی را چون به خلوت میروند آن کار دیگر را میکنند را زیارت کنم، آیا این تقصیر من است که مجذوب تبلیغات خدا و پیغمبری – که البته الان برایم واضح و مبرهن است که از نوع تفسیرهای طالبان و ملا عمر است و در آن منفعت شخصی حضرات اصل بر همه مقدسات شارع مقدس است- ایشان بشوم!
چرا باید من الان جوان نشده احساس پیری کنم؟ چرا باید افسوس همه آن گریههای فسردهآور را که همین آخوندها، بسیار در کرامتش تبلیغ میکنند را الان با خود داشته باشم؟ چرا نگذاشتند از زندگی لذت ببرم، شاید بگویید چگونه نگذاشتند؟ مگر دست و پایت را بسته بودند یا مجبورت کرده بودند که فلان را بکن و بهمان را نکن؟ دقیقن! مگر اینها نیستند که سلام علیک دختر و پسر را هم حرام میدانند مگر اینها نیستند که اگر طالبان را ندیده بودند ادعای حرام بودن همه لذایذ دنیوی را هم میکردند! مگر اینها نبودند که در زمان شاه تنظیم خانواده را دخالت در کار خداوندگار میدانستند؟ اما در همان حال خودشان در خلوتشان نه یک همدم بلکه چندین همدم شبانه و روزانه و آن هم از نوع زیباروش را در پستوی خانهشان ذخیره کرده بودند و کرده اند تا هر وقت آن میل خروسیشان فوران کرد چه قبل از خواب قلیلوله و چه بعد از آن و قبل از نهار و بعد از نهار و شب که البته الا ماشاءالله هر چه بنیه داشته باشند! بعدش هم لااقل به تعداد انگشتان دست و پایشان آدمیزاده راهی این به قول خوشان دنیای دون میکنند که از قضا بیشتر این “بعدن غسل جنابت به جای آورده شده برایشان، قربة الله!” هر کدام شاهکاری از نامردمی و رذالت میشوند؟ آقا گنجی گناه با کیست گناه با من است و امثال من که فریب نقل قولهای ایشان از پیامبر (صلوات الله علیه و الهم) و یا امامان بزرگوار شیعه را خوردیم یا تقصیر از موزیان فریبکاری است که دین را ملعبه رسیدن به هوا و هوس جنسی و مالی و قدرتی خود کردهاند، آقای گنجی من چگونه این گرگان در پوست میش رفته را ببخشم؟ من چگونه جوانیام را که به دست همین لباس مزروانه بر تن کردهها به فنا رفته است را بازیابم؟ پس خواهشن از من و امثال من که این انقلاب را با حسن نیت پذیرفتیم و برایش هزینهها دادیم نخواهید که این مزوران چون به خلوت میروند آن کار دیگر می کنند را ببخشیم؛ ما آتشفشان انتقام هستیم و به امید قادر متعال او که فریاد رسان همه مظلومان است روزی تقاص این همه ستمکاری و تزویر و ریاکاری و فریبکاری و از دین خرج کردنها را از این انساننماهای
شیطان صفت خواهیم گرفت. به امید فضل پرودگار یکتا که تنها حامی مظلومان و عذابکننده ظالمان است، ان شاءالله.
به فرمایش خداوندگار: و کسانی که ظلم و ستم کردند خواهند دانست که به چه سختی واژگون خواهند شد. و من به آن ایمان دارم. والسلام.


نميدانم كيستي ولي اين را ميدانم كه به آن چه كه اعتقاد قلبي داري زبان گشودهاي. روزگار غريبي است اما بايد در نظر داشت كه آخوند به علت دست يافتن به قدرت و پول همه چيز را زير پا گذاشت. البته اگر گفته ميشه آخوند برا اينكه شايد تو ذهن من و تو اينجور تصور شده بود كه آخوند يعني پاكي و قداست. البته شايد دور از ذهن هم نبود تا وقتي كه نه پول بود و نه مقام.
راستي اگر يه روزي امام زمان هم تشريف بيارن خب اگر اين آخوند به حكومت نرسيده بود ميتونست بهانه بياره كه اگر ما هم بوديم ميتونستيم؟!!
درست ميگم يا نه؟ چون اين آخوندا ميگفتن كه اگر ما زمان علي عليه السلام رو درك نكرديم ولي آموزه هاي ايشان و ائمه اطهار رو داريم و ميتونيم همون چيزي كه حضرت ميخواست رو پياده كنيم.
خدا دست اينا رو باز گذاشت تا نشون بده به خودشون كه زپلشك
براي اين نگفتم زرشك كه زرشك ارزشمنده
خب اين آخوند خودش رو نشون داده ولي اينو بايد دونست دين خدا و اون چيزي كه خدا گفته هميشه حقيقت بوده و هست و خواهد بود و با خراب شدن اين آخوندا به اون هيچ صدمهاي وارد نشده و اون از مسير خودش خارج نشده بلكه اين آخوند بوده كه خودش رو آشكار كرده
پس تو ضرر نكردي بلكه تو فايده خودت رو بردي اون كسي ضرر كرده كه گفت و عمل نكرد و رفت سرش رو كرد تو چاه مستراح
هر كه نان از عمل خويش خورد منت از حاتم طائي نبرد
و تو و هر كه مثل من و توست برد كرده شايد به ظاهر تو دنيا عقب افتاده باشه ولي حداقل تونست بشناسه كه اين آدم عجب موجوديه
وقتي هاشمي مياد ميگه ما هم ميتونيم مثل امام زمان باشيم بايد ثابت بشه كه مرتيكه تو رو چه به اين حرفا
خلاصه بايد گفت همه چيز قاطي پاتي شده
امير حسين مرادي
30 اکتبر 2008 at 1:03 ب.ظ