خبرگذاری حکومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

الهام افروتن در خطر شکنجه و مرگ ، واکنش ها و خبرها

leave a comment »

ماجرا از آن جا آغاز شد که هفته نامه تمدن هرمزگان به صاحب امتيازي علي ديرباز که از راستگرايان مشهور بندرعباس است، اقدام به چاپ مطلب طنزي با عنوان عنوان "مبارزه با ايدز را علني کنيم: چگونه در مقابل ايدز حکومتي مصون شويم؟" کرد..

چندی پیشبه تاریخ هشتم بهمن ایمیلی از یکی از نویسندگان و همکاران مانیها دریافت کردیم مبنی بر دستگیری و خطر شکنجه و مرگ برای یک نویسنده ی جوان که مطابق معمول سعی کردیم با نوشتن نامه ای چند خطی و انتشار آن در چند سایت خبری پوششی خبری ایجاد کنیم و با آگاه سازی افکار عمومی از این واقعه، سپری امنیتی، هر چند کوچک، برای او ایجاد کنیم ، کوچک به این دلیل که رژیم ایران بارها اثبات کرده است که برای افکر عمومی ارزشی قائل نیست و سیطری ی رسانه ای خو را چنان قدرتمند می داند که به این گونه تلاشها وقعی نمی نهد.در آن نامه بخش هایی از مقاله ی جنجالیِ منسوب به خانم افروتن آورده شده بود که صرف نظر از موافقت و یا مخالفت ما با مطلب، دقیقن از متن ایمیل دریافتی برداشت شده بود و تنها برای اطلاع رسانی در مورد ابعاد خطری که این دختر نویسنده ی جوان را تهدید می کند، در آن نامه آورده شده بود… اما برخی از دوستان و بزرگواران معتقد بودند که لحن جملات تائید آمیز است و ممکن است باعث تشدید خطر برای او شود. به همین دلیل خود را ناگذیر دیدیم با این چند سطر این نکته را متذکر شویم که این تنها تلاش برای انتقال یک خبر بوده است. متن کامل آن نامه را می توانید اینجا بخوانید. .

به هر حال این تنها کاری بود که از ما بر می آمد و بر می آید و ناگزیر از انجام آن هستیم، تنها متاسفیم که رسانه هایی که عنوان رسانه های اپوزوسیون و رسانه های آزاد و غیر حکومتی را یدک می کشند گاه به نظر می رسد که بیشتر با رسانه ای رژیم ایران هم سویی دارند تا مثلن تلاش برای نجات یک انسان و ازادی بیان و… شعارهای دیگری از این دست که زیر تابلوی آن کاسبند! .

مثلن سایت معظم گویا که بخش نخست اخبارش به حقوق بشر!! اختصاص دارد، از انتشار آن نامه ی چند خطی سرباز زد! .

از سویی دیگر مدتها است که به سکوت مرگبار کانون نویسندگان!!! در تبعید و در وطن و در غیره… عادت کرده ایم، در چنین مواقعی دوستان ناگهان دسترسی شان به رسانه ها قطع می شود و وقتی از صحت و سقم همه چیز اطلاع کافی پیدا کردند و وقتی همه راجع به موضوع واکنش نشان دادند و خطری متوجه کسی نبود، آنگاه وارد عمل می شوند و محکوم می کنند و حمایت می کنند و غیره.. که اگر این طور نبود در این یکی دو سال این گونه تشکل ها باید کانون اطلاع رسانی درباره ی وضعیت نویسندگان ایرانی می بودند که متاسفانه… گاه به نظر می رسد که دوستان بیشتر از هر چیز به نام می اندیشند و… .

سپاسگذاریم از سایت ها و رسانه های خبری دیگری که وقتی پای جان یک انسان در میان است حاضر می شوند کمی روی اعتبار خود ریسک کنند و به اعتبار اخباری که در این چند ساله از وضعیت نویسندگان دیگر از ما دریافت کرده اند، بی آنکه منتظر سند و استعلام از وزارت اطلاعات رژیم ایران باشند، چند خط نامه ی ما را چاپ کردند. دستشان را به احترام می بوسیم. .

دو روز پس از انتشار آن نامه سایت خبری ( روز آنلاین )مقاله ی مشروحی در این باره منتشر کرد و اخبار و اطلاعات بیشتری در این باره به دست داد..

م«مدیر مسئول نشریه ای که مقاله ی مورد نظر را منتشر کرده است(تمدن هرمزگان) شخصی به نام علی دیرباز و از راهیافتگان مجلس هفتم رزیم ایران است،( همانطور که در نامه پیش بینی کرده بودیم و البته قابل پیش بینی بود) در يک هفته اخير با انتشار بيانيه هايي خود را مبرا از مسووليت دانسته و متهم اصلي اين ماجرا را يک دختر 19 ساله به نام الهام افروتن معرفي کرده و خواستار اعدام او شده بود.اين در حالي است که بر اساس اصلاحيه قانون مطبوعات که در روزهاي آخر کار مجلس پنجم تصويب و انتقادات زيادي را به همراه داشت، مسووليت مدير مسوول و نويسنده مي توانند مورد پيگرد قرار گيرند، و دختر جواني که متهم به توهين به مقامات نظام شده است نه نويسنده و نه مدير مسئول اين هفته نامه بوده است.. .

ماجرا از آن جا آغاز شد که هفته نامه تمدن هرمزگان به صاحب امتيازي علي ديرباز که از راستگرايان مشهور بندرعباس است، اقدام به چاپ مطلب طنزي با عنوان عنوان "مبارزه با ايدز را علني کنيم: چگونه در مقابل ايدز حکومتي مصون شويم؟" کرد..

مطلب

اگر چه اندکي پس از توزيع اين هفته نامه در بندر عباس، کليه نسخه هاي آن جمع آوري شد، اما ساعاتي بعد گروه هايي از تظاهرات کنندگان خواستار بازداشت و مجازات عاملان چاپ اين مطلب شدند. ساعاتي بعد خبر رسيد که هفت تن از اعضاي تحريريه و کارمندان اين نشريه بازداشت شده اند. در اين ميان از يک دختر 19 ساله به عنوان متهم اصلي چاپ اين مطلب ياد شد. الهام افروتن، دختر جواني که در اين هفته نامه کار مي کند. اندکي بعد، معاونت امور مطبوعاتي وزارت ارشاد طي اطلاعيه‌اي اعلام كرد، پروانه انتشار نشريه "تمدن هرمزگان" به دليل نشر مطالب خلاف قانون مطبوعات لغو شده است. در اين اطلاعيه‌ همچنين آمده بود که: "در پي انتشار مقاله موهن و خلاف صريح قانون در نشريه تمدن هرمزگان به درخواست اين معاونت، هيأت نظارت بر مطبوعات طي جلسه فوق العاده بر اساس ماده 27 و نيز بندهاي 1 و 2 ماده 6 قانون مطبوعات پروانه انتشار نشريه مزبور را لغو كرده و مراتب جهت رسيدگي نهايي به مراجع ذي‌صلاح قضايي ارجا
خواهد شد." همزمان مدير و صاحب امتياز اين نشريه نيز با انتشار اطلاعيه اي خود را مبرا از ماجراي يپش آمده دانست و خواستار اشد مجازات براي کارمندان نشريه خود شد. ديرباز، آنگاه در جمع خبرنگاران پارلماني گفت كه در جريان انتشار مطالب نشريه اش نبوده، اما به اعتقاد او نويسنده اين مطلب به دليل اهانت هاي بيشمارش به انقلاب اسلامي و مقامات كشور بايد اعدام شود..

از ابتداي هفته گذشته، سايت ها و روزنامه هاي وابسته به راستگرايان تندرو که به نظر مي رسيد مترصد فرصتي براي تهاجم به اندک مطبوعات منتقد دولت بودند، با پوشش گسترده ماجراي هفته نامه تمدن، خواستار برخورد تند با کارمندان اين هفته نامه شدند..

خروش حزب الله

يکي از سايت هاي خبري نزديک به راستگرايان همزمان هم خبر داد که: "مردم بندرعباس در پي اهانت نشريه تمدن هرمزگان به امام راحل، آرمان ها و اهداف انقلاب، شهدا و مسوولان نظام راهپيمايي کردند." اين سايت به نقل از خبرنگار خود در بندر عباس نوشت: [مردم اين شهر در حمايت از آرمان و اهداف امام راحل، شهدا و مسوولان نظام و رييس جمهوري با راهپيمايي از مقابل دفتر اين نشريه در خيابان اسدآبادي و با دادن شعارهايي مانند »مرگ بر قلم به دست مزدور»، »نماينده خائن ننگت باد» ، »مرگ بر منافق» و »ما اهل کوفه نيستيم علي تنها بماند»، خشم و انزجار خود را نسبت به عاملان اين خيانت اعلام کردند]..

اين سايت در ادامه خبر داد: "مردم غيور و هميشه در صحنه بندرعباس ساعت 16 بعد از ظهر ديروز به محل دادگستري شهرستان بندرعباس رفتند و با تجمع مقابل دادگستري استان هرمزگان با قرائت بيانيه از دستگاه قضايي خواستار رسيدگي به مسئله در اسرع وقت شدند و در خواست كردند مسببان اين عمل سخيف و موهن به اشد مجازات رسانده شوند تا درس عبرتي باشد براي همه کساني که در فکر توطئه عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي، اهداف و آرمان هاي بلند امام راحل، شهدا و ولايت فقيه هستند.".

يکتن خدايي رييس دادگستري هرمزگان نيز با حضور در ميان تظاهر کنندگان با اعلام تاثر شديد نسبت به اين موضوع اظهار داشت: "عاملان خيانت هم اکنون در اختيار مسوولان به منظور تکميل اطلاعات اوليه هستند و در اسرع وقت و با دقت به پرونده آنها رسيدگي و به سزاي اعمال ننگين خود خواهند رسيد.".

قاطعيت، قاطعيت

رييس دادگستري استان هرمزگان نيز يک روز بعد در جمع خبرنگاران گفت: "با همراهي و همكاري همكاران دستگاه هاي امنيتي و قضايي با خاطيان جسارت به امام راحل، اهداف و آرمان هاي انقلاب قاطعانه برخورد مي شود." محسن يكتن خدايي در جمع خبرنگاران با اظهار تاثر شديد نسبت به "هتك حرمت نشريه تمدن هرمزگان به باورهاي ديني و مذهبي و ملي مردم كه در نوع خود بسيار سخيف و موهن است" تاکيد کرد که بايد "برخورد مناسبي" صورت گيرد. او به عنوان رييس دادگستري بندر عباس از ادامه تحقيقات خبر مي داد گفت: " قطعا انجام اين عمل همراه با قصد و نيت و از پيش طراحي شده بوده است و نمي تواند تصادفي باشد."

رييس دادگستري استان اظهار داشت: "شب گذشته پس از اطلاع يافتن از موضوع بلافاصله جلسه شوراي تامين استان برگزار شد و با بررسي و هماهنگي مسئولين به ويژه استاندار مصوبات ويژه جهت دستگيري عاملان اين نشريه موهن كه با خباثت هر چه تمامتر جرات توهين به باورهاي ملت را به خود داده است تصويب شد.".

يكتن خدايي با اشاره به توقيف دفتر نشريه و دستگيري مسببان گفت: "در همان ساعات اوليه عاملان قضيه دستگير و بازداشت شدند و اكنون اقدامات اوليه تحقيقات پيرامون قضيه صورت گرفته است و تا رو شدن كامل ماجرا و ريشه يابي علل و انگيزه اين جنايت نياز به كار تحقيقاتي بيشتر دارد." وي همچنين گفت: "پس از كار تحقيقاتي دادگستري استان هرمزگان طبق قانون رسيدگي به تخلفات مطبوعات به دقت و در اسرع وقت با هر يك از عاملين به نوبه خود برخورد جدي و حكم مقتضي صادر مي شود." او تصريح كرد: "دستگاه قضايي به دور از احساسات و در كمال بيطرفي، عادلانه و تنها در چهارچوب قانون به اين پرونده رسيدگي و كار خود را انجام مي دهد."

يكتن خدايي در پاسخ به سئوال يكي از خبرنگاران در مورد مصونيت نمايندگان مجلس، گفت: "پرونده ايشان در زمان حاضر در حال تحقيقات مقدماتي و عاملين درج اين مطلب در اختيار نيروهاي اطلاعاتي هستند و مصونيت، نسبت به مسايلي است كه در مجلس عنوان مي شود." رييس دادگستري استان همچنين گفت که افراد دستگير شده چهار نفر هستند و تاکيد کرد که يكي از آنها خانم است. رييس دادگستري بندر عباسسپس تاکيد کرد: "اهانت به اصل نظام و باورهاي ديني مذهبي به هيچ وجه شامل تخفيف در صدور حكم نمي شود و مطمئن باشيد براي ما هيچ تفاوتي ندارد چه يك فرد معمولي و چه نماينده مجلس و چه بسا اين عنوان سبب رسوايي و دقت بيشتر هم مي شود." چند روز بعد از اظهارات رييس دادگستري بندر عباس اعلام شد که تعداد بازداشت شدگان به هفت نفر رسيده است..

موج تازه

اندکي بعد البته برخي از منابع خبري اعلام کردند که طنز چاپ شده در هفته نامه تمدن، به خاطر کمبود مطلب و در آخرين دقايق ارسال هفته نامه به چاپخانه، از اينترنت تهيه شده است. يک وبلاگ نويس هم که در خارج از ايران ساکن است، با انتشار مطلبي اعلام کرد که اين مطلب طنز را مدتي پيش در وبلاگش منتشر کرده و مسوليت نوشتن آن را بر عهده گرفت. ف.م. سخن در وبلاگش از مسئولان خواست به خاطر مطلبي که او سه هزار کيلو
متر دور تر از بندر عباس نوشته، دختر جواني را که نقشي در نوشتن آن نداشته، در بندر عباس محاکمه نکنند.»

یکی از وبلاگ نویسان بندرعباسی به نام هرا در وبلاگ خود می نویسد: عده ای از معترضان با حمله به دفتر این نشریه ی اجاره ای (که صاحب امتیاز آن علی دیر باز نماینده فعلی بندر عباس می باشد) ضمن آسیب رساندن به دفتر نشریه و نیز دفتر نمایندگی علی دیرباز خواهان توقیف و لغو امتیاز نشریه و مجازات نویسندگان مقاله شدند.

خواسته ای که چند ساعت بعد با تشکیل شورای امنیت استان و صدور اطلاعیه ای شدید از سوی استاندار هرمزگان بلا فاصله اجابت شد و این امید را به وجود آورد که یک «خود زنی مطبوعاتی» تمام شده حساب شود و حد اقل مساله در شکل قضایی خود جریان یابد اما ورود جناح های رقیب سیاسی به بازی شکل مساله را کاملا عوض کرد.

اگرچه مطلب چاپ شده متنی گرفته شده از اینترنت و غیر تولیدی توسط نشریه تمدن هرمزگان بود اما حذف نشانی و آدرس از اصل مطلب شگردی چند ماهه بود که از سوی این نشریه و به شکلی غیراخلاقی انجام می شد اما در آخرین بار این سوء استفاده از مطالب دیگران و ندادن نشانی نویسنده و سایت اصلی کار دست تهیه کنندگان مطلب داد که در نهایت بازداشت و حبس «محسن درستکار» به عنوان مدیر داخلی و «الهام افروتن» به عنوان مسوول رایانه و تهیه کننده مطلب گردید.

این ها همه حوادث روز اول بود و کار در روز دوم با ورود اهالی سیاست به میدان، رنگی دیگر گرفت و خیل اطلاعیه ها و اعلام عزای عمومی ها و محکومیت ها همراه با کپی مقاله طنز راهی کوچه و بازار گردید ودست به دست شد و نشریه ای که به زحمت پانصد نسخه اش فروش می رفت به ناگهان نایاب شد و چند روز متوالی گروه هایی مشخص از مردم با تجمع های مختلف خواهان تندترین برخورد ها با نویسندگان این نشریه و به خصوص «دیرباز» به عنوان صاحب امتیاز نشریه شدند برای نمونه در یکی از این تجمع ها در مقابل دادگستری بندر عباس «درویشی» یکی از روحانیان محلی منطقه عملا از حکم «ارتداد» و «قتل» نویسندگان و اخراج دیرباز از مجلس سخن به میان آورد. سخنان درویشی در تقاضای اعدام بلافاصله با تکبیر های پی در پی تجمع کنندگان تایید شد و هم زمان دفترهای دیگر نشریه ـ در سطح هرمزگان ـ مورد هجوم و تخریب قرار گرفتند و به ناگهان نشریه ای کم تیراژ و محلی که هیچ گاه اصول حرفه ای خبرنگاری را رعایت نمی کرد و از کم مایگی با نقل مطالب دیگران و چاپ آن به نام خود، در سایه یک نماینده بی خبر از عالم مطبوعات ـ روزگار می گذراند به خبری دست اول تبدیل شد و خوراک خوبی برای روزنامه کیهان که آن را کشوری کند.

این کار اگر چه در جای خود قابل تقدیر است اما معرفی خانم«افروتن»به عنوان نویسنده و نه «مسوول صفحه»عملا نتیجه حکم را به صورت وحشتناکی غیرقابل پیش بینی کرد.اما انعکاس درست حوادث توسط وبلاگ هرمزگانی «سیاورشن» این خوبی را به همراه آورد که نویسنده اصلی مقاله یعنی . م. سخن که – مدتی است کار طنز های اینترنتی در خارج از ایران را دنبال می کند – مردانگی کرده به میدان بیاید و ضمن دادن نشانی اصلی متن نوشتن آن را عملا بر عهده بگیرد آن هم در درست در روزی که دیرباز صاحب امتیاز نشریه، با بی خبر دانستن خود افروتن را به عنوان «متهم» و قربانی این غائله تنها نهاده بود.

از سوی دیگر ف.م.سخن که نام مستعار یکی از طنز نویسان و وبلاگ نویسان عزیز ایرانی است در نوشته ای مسئولیت این طنز نوشته ی جنجال برانگیز را بر عهده گرفته و به صراحت اعلام کرده است که این مطلب را پیش تر در دنیای مجازی منتشر نموده است. متن زیر توضیحات ایشان پیرامون مقاله است.

یکشنبه 9 بهمن 1384

طنزنوشته ي من و آشوب در بندرعباس و دستگيري و شکنجه ي يک دختر خانم بي گناه

ف. م. سخن

طنزي نوشتم تحت عنوان "مبارزه با ايدز راعلني کنيم: چگونه در مقابل ايدز حکومتي مصون شويم؟" که اگر مي دانستم چنين عواقبي را در پي خواهد داشت دستم را مي شکستم و هرگز آن را نمي نوشتم. ظاهرا مقامات امنيتي، جواني به نام الهام افروتن را به عنوان نويسنده ي اين طنز دستگير و به شدت شکنجه کرده اند و حتي او را تا پاي مرگ برده اند. اين را سايت روشنگري مي نويسد. وب لاگ سياورشن هم از استان هرمزگان گزارش مي دهد که عده اي به خاطر انتشار اين طنز در نشريه ي محلي تمدن هرمزگان به خيابان ريخته اند و به دفتر نشريه هجوم برده اند. مادر دختر خانم مسئول صفحه هم از شدت ناراحتي سکته کرده است..

من همينجا اعلام مي کنم که اين مطلب را من چند هزار کيلومتر دورتر از بندرعباس نوشته ام و خانم الهام که صفحه را لابد با عجله بسته و فقط تيتر آن را ديده، گمان کرده که مطلب پزشکي و بهداشتي است والا کدام عقل سالمي در جمهوري اسلامي اقدام به نشر چنين طنزي مي کند؟

از طرف ديگر خود من متاثرم از اين که در اين طنزنوشته بر خلاف روش هميشگي ام تند رفته ام و ورود بيماري ايدز سياسي را به سال 57 مربوط دانسته ام، حال آن که چنين راه پيمايي هاي اعتراضي و به زندان افکندن نويسندگان بيگناه و سرکوب کارگران زحمتکش نشان مي دهد که اين مرض خيلي ريشه دار تر از اين حرف هاست و نه از سال 57 که در طول تاريخ چند صد ساله ي کشورمان به طور پنهان حضور داشته است..

اگر نمي ترسيدم که مسئولان محترم پيش از شنيدن توضيحات من، مرا تکه تکه کنند، يا به سر و صورت فرزندم مثل فرزند راننده ي معترض اتوبوس واحد گاز اشک آور بزنند، يا مثل بچه هاي خانم طل
عي تهديد به سوزاندن کنند اين توضيحات را حضوري مي دادم ولي با کمال شرمندگي مجبورم به همين چند خط قناعت کنم و از مقامات محترم استان هرمزگان بخواهم تا آن فرد بي گناه را رها کنند و به دنبال منشاء سوژه ي چنين نوشته ها و طنزهايي باشند. با برافتادن و نابودي اين سرچشمه ها و سوژه ها، ديگر کسي چنين چيزهايي نخواهد نوشت و نشريه تمدن هرمزگان هم آن ها را منتشر نخواهد کرد.

با احترام

ف. م. سخن

با توضیحات بالا به نظر می رسد الهام افروتن تنها قربانی بازی ای سیاسی پشت پرده ای است که برای انسداد بیشتر اطلاع رسانی و اعمال محدودیت بیشتر بر رسانه ها آغاز شده است. وقتي روز گذشته اعلام شد که علي ديرباز عضو راستگراي مجلس، هم به رغم رفع مسووليت از خود و در خواست اعدام براي همکارانش، بازداشت شده، برخي از ناظران از ادامه ماجرا خبر دادند. به نظر مي رسد تمايل دولت به انسداد بيشتر در عرصه اطلاع رساني، اکنون بهانه تازه تري يافته که مي تواند موجب برخورد تندتري با مطبوعات شود. اين گمان وقتي تقويت مي شود که همزمان سايت خدمت، سايت انتخاباتي محمود احمدي نژاد، به نقل از يك نهاد امنيتي گزارشي درباره نشريات شهرستاني و برخي از هفته نامه ها منتشر کرد. اين سايت داد که: "معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد، حمايت مالي از 68 نشريه زرد را قطع خواهد كرد. با قطع كمك مالي به اين نشريات كه با چاپ مطالب منافي عفت عمومي و سلامت رواني جامعه، اغلب تبعات منفي در ميان مخاطبان خود به جا مي گذاشتند، اعتبار مانده از اين محل به روزنامه‌ها و مجلات كثيرالانتشار و فرهنگي اختصاص خواهد يافت." اين سايت از جمله به اين نکته اشاره کرد که :" قوميت‌گرايي و بحث‌هاي منطقه‌اي در برخي نشريات محلي آذربايجان با شدت دنبال مي‌شود…

البته همزمانی این واقعه با ماجرای بحران کاریکاتورهایی که به دلیل اهانت به پیامبر موجب خشم مسلمانان شدند، نیز نیابد از نظر دور بماند، ،پس از این رخدادها عکس عمل های بسیار اندکی از جامعه ی فرهنگی-رسانه ای دیده شد، محمد رضا نسب عبدالهی که خود و همسرش زخم خورده ی زندانهای رژیم ایران و از قربانیان آزادی بیان بوده و هستند، طی نامه ی خواستار حمایت از الهام افروتن شده است .

در پایان از همه ی نویسندگان، شاعران، خوانندگان، فعالان حقوق بشر و همه ی هموطنان عزیز می خواهیم که سکوت نکنند و اجازه ندهند فاجعه و جنایت دیگری رخ دهد.

با احترام و عشق
هومن عزیزی و مریم هوله
20060205

اصالت:
http://www.maniha.com/afrootan.htm

Advertisements

Written by State-of-Siege

4 مه 2008 در 10:48 ب.ظ.

نوشته شده در قربانیان شکنجه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: