خبرگذاری حکومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

معرفی «ساواک»

leave a comment »

روزنامه جمهوری اسلامی 26/11/1384 صفحه كتاب و كتابخوانی
دفتر اول كتاب « دلدادگان آزادي » را نشر رسانش در 383 صفحه منتشر كرده است . در اين كتاب تعدادي از زندانيان سياسي قبل از انقلاب معرفي شده است . در كتاب مذكور , پيش از معرفي زندانيان سياسي قبل از انقلاب اسلامي , براي معرفي ساواك (سازمان اطلاعات و امنيت رژيم پهلوي ) مقدمه اي درج شده است كه بخشي از آن را در سه شماره از نظر خوانندگان مي گذرانيم

رؤسای ساواک

آمريكايي ها كه از جنبش های ملي به ویژه از جنبش هاي دوران حکومت مصدق و ملي شدن صنعت نفت تجربه هاي تلخی داشتند , براي تامین و نگهداری منافع اقتصادی كارتل های نفتی خود , سرویس مخفی آمريكا (سیا) را جلو انداختند تا با دار و دسته ي شاه و سایر خانواده هاي ثروتمند ايراني وارد گفتگو و عمل گردند .

بدین ترتیب , ساواک در سال 1335 توسط اعضای سیا پی ريزي شد و با تقدیم لایحه ي تاسیس آن به مجلس در سال 1336 رسما فعّالیت خود را آغاز كرد . بلافاصله پس از تاسیس رسمی ساواک , قدرت دیگری وارد گود شد كه به خاطر منافع کاملا ملموس خود به توسعه ي ساواک كمك مي كرد. این قدرت , سازمان جاسوسی اسرائیل بود كه به خاطر يك هدف درازمدت ماموران ساواک را آموزش مي داد.

با وجود این , ساواک در پس روابط به ظاهر موزون خود با سازمان هاي پدرخوانده ي خارجي , بارها دست خوش بحران داخلی شد. این بحران ها پس از انتصاب نخستین رئیس ساواک يعني ژنرال تیمور بختیار كه توسط اپوزسیون ایران با آدولف آيشمن جنایتکار نازی مقايسه مي شد , آغاز گردید. او این لقب را قبل از هر چیزی در جریان خیزش انقلابی آذربایجان در سال های 1325 ـ1323 كسب كرد و این زمانی بود كه بختیار با درجه ي سرگردی , نیروهای دولتی را در کشتار هولناک قیام كنندگان در پشت خطوط هدایت مي كرد.

بختیار پس از بازگشت به تهران , درجه ي سرهنگی گرفت و كمي بعد به درجه ي ژنرالی ارتقا یافت . او به عنوان فرمانده ي تیپ تانک منطقه ي غرب ایران نقش مهمی در کودتای نظامی سیا كه در اثر آن شاه دوباره به قدرت رسید , ایفا كرد. با این سوابق كافي بود كه او را به مقام فرمانداری نظامی تهران منصوب کنند.

در این زمان بختیار دو واحد تخصصی اطلاعاتی را کنترل مي كرد كه عبارت بودند از :

رکن 2 ارتش كه مسئولیت اصلی آن براندازی مخالفان در ارتش ایران بود و آگاهی كه براي مقابله با احزاب مخالف , اتحادیه هاي کارگران مخالف و انتشارات مخالف به كار مي رفت .

بختيار از اين قدرت خود به طور نامحدودی استفاده كرد. در دوره مسئولیت وی ده ها هزار نفر از مخالفان سياسي در سیاهچال ها و اسارتگاه ها به بند كشيده شدند.تعداد زيادي اعدام گردیدند و عده اي بیشتر از اعدام شدگان ناپديد شدند.

پا چنین تدابیری بختیار خود را براي ریاست ساواک آماده و شایسته نشان داد. با افزایش قدرت بختیار , در سال های بعد بین او و شاه اختلافاتي بروز كرد كه منجر به درگیری هاي خونيني در تهران و سایر شهرهای ايران شد.

بختیار اصلاحات ارضی شاه را بهانه قرار داد و به تحريك ثروتمندان علیه شاه برخاست. اما شاه كه قدرت بیشتری از رئیس ساواک داشت او را به اروپا تبعید كرد. او در تبعید هم دست از مبارزه علیه رژيم بر نداشت و سرانجام به دست يك انگلیسی كه توسط ساواک اجير شده بود به قتل رسید.

افزون بر ساواك , دو سازمان امنیتی دیگر ـ بازرسی شاهنشاهی و ركن 2 ارتش ـ نیز وجود داشت .

اداره سازمان بازرسی را كه در سال 1337 تاسیس شده بود را فرودست , دوست دوران كودكي شاه برعهده داشت . مهم ترین كار ویژه آن , نظارت بر ساواک , جلوگیری از دسیسه های نظامی و ارایه گزارشهایی درباره فعالیت های مالي

خانواده های ثروتمند بود.

رکن 2 ارتش ، در سال 1342 و به تقلید از اداره دوم فرانسه تاسيس شد . این سازمان به عنوان بخشي از تشكيلات نیروهای مسلح نه تنها اطلاعات سري نظامی را گردآوری مي كرد , بلکه دو سازمان ساواک و بازرسی شاهنشاهی را نیز از نزديك زير نظر داشت .

رئیس بعدی ساواک ژنرال پاكروان بود. او كسي بود كه به وسیله آمريكايي ها در زمینه جنگ هاي رواني آموزش دیده بود. وی شیوه كار ساواک را بر همين اساس قرار داد. در دوره پاكروان اعمال فشارهای روانی جایگزین بخش نسبتا مهمی از شکنجه هاي جسمی شد ؛ مانند جعل اظهارات شاهدان , تحريك و دسیسه علیه زندانی ها , تهديد و ارعاب خانواده هاي مخالفان رژيم و ديگر شیوه های جدید.

اين شيوه كار به اختلاف عقیده در سلسله مراتب ساواک انجامید , به ویژه فردی چون ژنرال نصيري دوست نزديك شاه و از بازیگران اصلی کودتای 28 مرداد 1332 با این روش مخالف بود.

مناسبات دوستانه شاه و نصيري سبب شد تا شاه با پذیرش پیشنهادهای وی , او را به ریاست ساواک منصوب كند. از همين زمان است كه نصيري به عنوان منفورترين مرد ایران , ساواک را به تدریج به يك سازمان جهنمی تبدیل كرد.

او مردی فاسد , قسی القلب و مبتلا به ساديسم بود. حساب هاي بانكي گوناگون او در داخل و خارج كشور ظرف چند سال به میلیون ها دلار رسید. بیشتر ماموران ساواک , افسران ارتش و يا افرادی بودند كه سوابق فساد و جنایت داشتند. اين افراد به خاطر وابستگی شاه به ساواک آزادانه هر قانونی را زیرپا مي گذاشتند. گاهی حتي اعضا مجبور مي شدند تصمیم هاي سياسي خود را به علت تضاد با ملاحظات امنیتی ساواک , ملغي كنند.

اما قدرت ساواک کاملا نامحدود نبود. مبارزه علیه بختیار , نخستین رئیس ساواک , به شاه این درس را داده بود تا وي در تحكيم م
وقعیت خود بکوشد. چنان كه اشاره شد , سازمان بازرسی شاهنشاهی و سازمان بازرسی شخصي او , يعني دفتر ویژه , علاوه بر تمام اداره ها و دستگاه ها , ساواک را نيز كنترل مي كرد.

تشكيلات ساواک

سازمان اطلاعات و امنیت كشور « ساواک » از ده اداره کل تشكيل یافته بود :

1 ـ اداره كل يكم : در راس اين اداره رئیس ساواک قرار داشت و شامل بخش هاي كارگزيني , ارتباط و مخابرات , عمليات سري , بخش تشریفات , مشاوران و بازرسان و دبیرخانه بود.

2 ـ اداره كل دوم : كار این شعبه كسب اطلاعات در خارج از کشور بود و با ستاد ارتش همكاري داشت .

3 ـ اداره كل سوم : این شعبه به کمیته شهرت داشته و مسئوليت حفظ امنيت داخلي كشور را به عهده داشت . كميته مركب از نمايندگان ارتش , شهرباني و ژاندارمري بود كه وظایف آن به شرح زير بوده است :

الف ـ دايره گشت : ماموران دايره گشت ماموريت داشتند به هر محلي كه پمشكوك شدند بدون اجازه دادستان وارد شوند و مظنونان را دستگير نمايند. افراد دايره گشت هر وقت كسي را دستگير مي كردند , در طول انتقال به زندان در همان اتومبيل گشت شكنجه كرده و اظهار مي داشتند كه افراد بازداشتي درحين دستگيري زخمي شده اند.

ب ـ دایره شکنجه : ماموران این دایره از متخصصان شکنجه بودند و در زندان هاي ساواک افراد دستگیر را شکنجه مي کردند. این ماموران خود به دو دسته تقسيم مي شدند : گروه اول متخصصان شكنجه هاي روحي بودند كه با پخش نوارهای مختلف از تیراندازی , خنده , گریه و التماس یا خواهش , ریختن آب سرد , پخش صدای ماشین و آژیر در زندان به شکنجه افراد مي پرداختند و گروه دوم متخصصان شكنجه هاي جسمي و فيزيكي بودند كه با انواع شکنجه هاي جسمی و بدنی زندانی را وادار به اعتراف مي كردند.

بخش بازجويي : يك زندانی , پس از شکنجه هاي مقدماتی , به بخش بازجويي برده مي شد . گاه از يك زندانی توسط چند بازجو به مدت 24 ساعت بازجويي

مي شد. گاه زندانی را قبل از شروع بازجويي تنها مي گذاشتند تا نوعی حالت تشویش و نگرانی به او دست بدهد. این قسمت مستقیما زیر نظر پرویز ثابتی , چهره معروفی كه به مقام امنیتی معروف شده بود , اداره مي شد

4 . اداره كل چهارم : مسئولین این اداره کنترل ماموران ساواک و جاسوسی در ميان آن ها بود.

5 . اداره كل پنجم : امور فنی و تكنيكي ساواک از قبیل تهیه عکس براي کارمندان ساواک جهت كارهاي اداری و افراد دستگیر شده و زندانی و نيز افرادی كه زیر شکنجه کشته مي شدند , وظیفه این اداره بود.

6 . اداره كل ششم : قسمت امور مالي و حقوقی ساواک بود و پرداخت حقوق افراد ساواک و مخارج سازمان را به عهده داشت . پرسنل رسمی ساواک حقوق خود را از بانک مركزي دریافت مي كردند و پاداش و مزایای آن ها به صورت نقدی در محل سازمان پرداخت مي شد. هم چنین , يك بودجه محرمانه به میزان نامحدود نیز در اختیار این شعبه قرار داشت كه براي تشویق به افراد ساواک و ماموران وابسته به آن پرداخت مي گرديد.

7 . اداره كل هفتم : مسئول جمع آوري اطلاعات داخلی و خارجی از كادر پرسنلی ساواک و افراد مشكوك و مخالف رژیم و تجزیه و تحلیل آنها بود .

8 . اداره كل هشتم : مسئولیت کنترل اتباع بیگانه و سفارتخانه هاي خارجی و در واقع مسئولیت ضد جاسوسی کشور را برعهده داشت . افراد شاغل در این شعبه گاه براي تعقیب و دستگیری جاسوسان به خارج از کشور مي رفتند.

9 . اداره كل نهم : کليه سوابق پرسنل ساواک و نیز سوابق مخالفان و زندانیان در ابن شعبه نگهداری و به شدت از آن محافظت مي شد.

10 . اداره كل دهم : امور مربوط به بهداری و بیمارستان ساواک تحت کنترل این اداره بود. براي افراد ساواک يك درمانگاه و بیمارستان مجهز وجود داشت كه محل آن در سلطنت آباد بود . البته بیمارستان 501 ارتش نیز در اختیار ساواک بود و افراد ساواک كه در عملیات شهري زخمی مي شدند براي معالجه به این بیمارستان انتقال مي یافتند.

در راس این ده اداره كه بدنه اصلی ساواک را تشكيل مي دادند , ژنرال نصيري قرار داشت و در این ميان قدرت اصلي در قبضه پرويز ثابتي بود. هر اداره كل يك مدیرکل داشت و هر مدیرکل دو معاون و نیز يك مقام مسئول داشت كه معاونان شامل معاون عملياتي و معاون تخصصی مي شد. هر اداره كل داراي 8 الي 12 اداره بود كه زير نظر معاونان انجام وظيفه مي كرد و نيزهر اداره داراي چند بخش و هر بخش داراي چند دايره بود.

هسته اصلی نیروی انسانی این ده اداره كل كه بدان ها اشاره شد در سلطنت آباد واقع در باغ مهران بود. افراد شاغل در این سازمان از وجود يكديگر بي اطلاع بوده و جز در موارد معدودی يكديگر را نمي شناختند.

حتی افراد شاغل در يك اداره كل که وظایف مشتركي داشتند , در بسیاری از موارد دیگر پرسنل را به خوبي نمي شناختند و ارتباط آن ها توسط مکاتبه و با اسم مستعار انجام مي شد ،

و نیز در هر اداره كل کارکنان آن دارای کارت هاي شناسايي مجزا با رنگ هاي متفاوت بودند. علت انتخاب رنگ در کارت هاي شناسايي به این منظور بود كه افراد آن با يكديگر در تماس نباشند.

بدین صورت كه كساني كه کارت سبز رنگ اداره كل يكم راداشتند نمي توانستند به ساختمان اداره كل دوم وارد شوند و كساني كه کارت سفيد اداره كل دوم را داشتند به ادارات كل ديگر راه نمي يافتند و از ورود آن ها جلوگيري مي شد و در صورتي كه كسي كار شخصی يا اداري داشت فقط با مکاتبه و نام مستعار کارش را انجام مي داد.

اهداف تشكيل ساواك

سا
اک به مثابه بخشي از كل مجموعه دستگاه اداری ـ نظامی ایران براي اهداف زیر به وجود آمده بود :

الف ) تامين امنيت رژيم استبدادي و سركوب توده هاي مردم

از اهداف سازمان امنیت تامین منافع امپریالیسم , سرمایه داران , زمین داران و بوروكرات ها بود و چون منافع اینان با منافع توده هاي مردم در تضاد کامل بود , از این رو سرکوب توده هاي مردم از عمده ترین وظایف سازمان امنیت بود.

اين سركوب نه تنها از طریق کشتار , شکنجه , زندان , تبعید , احضار و غدغن كردن اجتماعات انجام مي گرفت , بلکه از راه هايي چون خبرچيني , پرونده سازي , دخالت در زندگی شخصی افراد , توطئه چيني , فاشيزه كردن محيط كار و زندگي , نظامی كردن همه شئون , ایجاد سازمان هاي فاشيستي ونيمه نظامي مانند :

« سازمان نگهبانان انقلاب » و « سازمان دفاع ملي » , « تربيت » , « گروه هاي ضدپارتيزاني » , ايجاد گروه هايي مانند « گروه جانباز »

ايجاد محافل اوباش از قبيل باشگاه هاي ورزشي مانند تاج و غيره , توسعه گانگستريسم سنديكايي (از نوع آمريكا) و سپردن سرنوشت کارگران به این اوباش مزدور ارتش و دربار , نظامي كردن دانشگاه , تبدیل مدارس به محیط اختناق و فشار و… صورت مي گرفت و توسعه مي يافت .

ب ) اشاعه فرهنگ نو استعماري و سركوب فرهنگ مذهبي و ملي مردم

پخش و اشاعه ي فرهنگ نو استعماری گاه به طور مستقیم از طریق سازمان هاي جاسوسی صورت مي گرفت , مانند انجمن هاي دوستی ایران و آمريكا , ایران و انگلیس , سپاهیان صلح , میسيون هاي مذهبي , کلوپ هاي مختلف , کنفرانس هاي علمی كه بودجه آن از طریق بنیادهای خصوصی و گاه از طریق ساواک تامین مي شد.

این سازمان با در دست داشتن رادیو , تلویزیون , اداره هنرهای زیبا , سازمان هدایت جوانان , کاخ جوانان , بنگاه هاي تعاونی روستایی , سازمان هاي دولتی دانشجويی به پخش فرهنگ نو استعماری مي پرداخت .

ج ) كمك به تامين امنيت امپرياليسم در مناطق توفان زا به ويژه در خاورميانه

سازمان امنیت از يك سو از طریق پیمان سنتو با کمیته هاي ضد جاسوسی و تخریب سازمان هاي جاسوسی بيگانه در رابطه و مامور اجراي اهداف آن ها بود و از سوي ديگر مستقيما با سیا و اینتلیجنت سرویسس ارتباط داشت . با توسعه شبکه هاي سازمان امنیت در سال هاي بعد , همكاري با كميته هاي جاسوسي و تخريب پيمان هاي نظامي سنتو , ناتو و سيتو گسترش پيدا كرد. همكاري ساواك با سازمان هاي جاسوسي بيگانه هم براي توطئه , خرابكاري , پرونده سازي , تربيت گروه هاي ضدپارتيزاني , اجراي نقشه كودتا , كمك به سازمان هاي ارتجاعي و فاشيستي , حزب سازي وسنديكاسازي بود. همكاري ساواك با پليس در كشورهاي خارجي و روابط باسازمان هاي جاسوسي آن ها به منظور پرونده سازي براي دانشجويان مبارزخارج از كشور و توطئه عليه آنان و سازمان هاي آن ها بود.

معروف ترين شكنجه گران ساواك:

1. رضا عطارپور معروف به دكتر حسين زاده

2. محمدحسين ناصري معروف به عضدي

3. مصطفي هراد معروف به مصطفوي

4. احمد بيگدلي معروف به احمدي

5. بهمن نادري پور معروف به تهراني

6. هوشنگ ازغندي معروف به منوچهري

7. محمدعلي شعباني معروف به حسيني

8. فريدون توانگري معروف به آرش

9. جهانگير تارخ معروف به جهانگيري

10. محمد نويد معروف به نبوي

11. هوشنگ فهافي معروف به هونگ

12. پرويز فرنژاد معروف به دكترجوان

13. بهمن معروف به شاهين

14. كاوياني

15. ايرج جهانگيري

16. عطاشهري مقدم

17.ناصر خداياري

18. كامبيز اروم

19. كريم باستان نيا

20. يهودا عاقل

21. فريدون شادافزا

22. منوچهروظيفه خواه

23. سرهنگ زيبايي

24. صميم

25. آريايي

26. كمالي

27.رضوان

28. رامين و …

این شکنجه گران هیچکدام دکتر نبوده بلکه در بي رحمی و شقاوت مفتخر به دریافت لقب «دکتر» شده بودند و برخی چون شعباني (حسيني ) و عطارپور (حسين زاده ) از این نظر يك چهره بین المللي و از کارگزاران این اداره بودند.

شكنجه های رواني متداول در زندان هاي ساواك :

1 . صحنه هاي اعدام ساختگی : در این گونه موارد متهم را با چشمان بسته به محل اعدام مي بردند; جوخه مرگ هم کاملا آماده مي شد; سپس يك نفر با بيان جرم زندانی , حکم اعدام وی را قرائت مي كرد و در حالي كه چشمان متهم بسته بود يكي از شکنجه گران كه مهارت خاصی داشت با دهان خود صدايي را درمي آورد كه انگار تيري شليك شده ; زنداني به خیال این كه به طرف او شليك شده بیهوش

مي شد.

این اقدام يك تفریح براي شکنجه گران و يك عذاب سخت براي زندانیان بود. گاه براي اين كه شخص را وادار به اعتراف و همكاري کنند , پس از این كه کاملا او را براي اعدام آماده مي كردند در حالي كه يك نفر مشغول قرائت حکم اعدام بود , ناگاه يك نفر دوان دوان مي آمد و مي گفت , نخیر , نباید ایشان اعدام شود , من با او صحبت مي كنم , حتما اعتراف خواهد كرد. بعد براي اين كه صحنه کاملا طبيعي جلوه نمايد , يكي ديگر از شکنجه گران با حالت اعتراض فریاد مي زد : اين چه مسخره بازي است , چرا اول دستور مي دهيد و بعد آن را لغو مي كنيد , و امثال اين حرکات .

2 . گاهی برخی افراد را تا مدت مديدي در توالت زندانی مي كردند كه این عمل غير از اينكه خوردن و خوابیدن او را مشکل مي كرد , از نظر روانی نيز قابل تحمل نبود.

3 . در كنار سلول زند
انی , نوارهايي پخش مي كردند كه از آن صداهای مختلفی مانند خنده , گریه , ریزش آب , فریادهای دلخراش زندانی تحت شکنجه , صدای آژیر ماشین و… به گوش مي رسید. زندانی با شنیدن این صداها در يك وضعیت مشوش و غیرقابل تحمل قرار مي گرفت .

4 . بيدار خوابي دادن به زندانی به مدت طولانی كه در يك مورد تا 16 شبانه روز نیز ادامه داشته است .

5 . قرار دادن زندانی سياسي در ميان زندانبان جاني و تبهکار .

6 . ناسزاهاي ركيك .

7 . تراشیدن ریش روحانیون با تیغ خشک و درآوردن لباس روحانیت آن ها كه گذشته از عذاب جسمی از نظر روحی نیز بسیار ناراحت کننده بود.

8 . ریختن اجباری مشروبات الکلی در دهان افراد مذهبي .

9 . جلوگیری از خواندن نماز و روزه گرفتن مبارزان مسلمان .

10 . بیدار كردن ناگهانی زندانی در نیمه شب .

11 . وادار کردن زندانی به فحّاشی نسبت به دوستان زندانی خود .

12 . سعی در وادار كردن زندانش به كتك زدن دوستان زندانی خود .

همه اين ها فقط نمونه هايي از شکنجه هاي جسمی و روانی بود كه توسط

شکنجه گران متخصص صورت مي گرفت .

شکنجه هاي جسمی متداول در زندان های ساواک :

1. زدن زندانی در ساعت ها و روزهای متوالی با مشت و لگد .

2. زدن با کابل به کف پاها كه از بدترین و موثرترین انواع شکنجه بود .

3. سوزاندن نقاط مختلف بدن با سیگار و فندک .

4. کشاندن زندانی بر روي اجاق برقی و سوزاندن بدن وی .

5 . قرار دادن قسمت هايي از بدن زندانی در روغن زیتون جوشیده به نحوی كه آن قسمت از بدن وي کاملا مي سوخت . معروف است كه آیت الله غفاری به این ترتیب شکنجه شده است .

6 .خواباندن زندانی بر روي ميزي كه به تدریج داغ مي شد .

7 . شوك الكتريكي و اتصال برق به اعضای حساس بدن , كه بر اثر آن , زندانی دچار تشنج غیرقابل تحمل و طاقت فرسايي مي شد.

8 . بستن متهم به تخت مخصوص و وارد کردن ضربات بي وقفه با کابل به پاهای وي تا آن جا كه باعث تورم شدید پاها شده و خون مردگی شدید در آن ایجاد مي شد و سپس وادار کردن فرد شکنجه شده به راه رفتن تا تورم آن بخوابد و باز دوباره زدن شلاق به پاي زندانی و چركي شدن پاي زندانی و زدن شلاق روي پانسمان .

9 . كشيدن ناخن ها .

10. آویزان کردن زندانی به سقف و وارد كردن ضربات کابل و مشت به بدن وی و چرخاندن او.

11 . شکستن دست و انگشتان زندانی .

12 . قطع انگشتان دست به وسیله گيوتين .

13 . كندن گوشت بدن .

14 . دستبند قپاني ؛ يك دست را از بالای شانه و دست دیگر را از پشت به هم رسانده و با دستبند قپانی مي بستند و مدت ها به همين حالت نگه مي داشتند که تحمل آن براي زندانی بسيار دردناک بود.

15 . سوزاندن بدن متهم و بعد از آن گذاشتن پارچه خیس روي بدن او . در اين هنگام روي بدنش اتو مي کشیدند. اين عمل باعث مي شد تا بدن زندانی تاول بزند. سپس شکنجه گر این تاول ها را مي تركاند و دوباره عمل اتو کشیدن را تکرار مي كرد.

16 . اغلب آن قدر زندانی را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند كه وی خون استفراغ مي كرد و ادرار او خونی مي شد. استفراغ خون و ادرار خونی در اکثر موارد فوق اتفاق مي افتاد.

17 . شکنجه آپولو ؛ آپولو يك صندلی مخصوص بود كه زندانی را روي آن مي نشاندند و سر او را داخل كلاهي مانند کلاه فضانوردان قرار مي دادند ودست هاي او را پرس کرده و پاها را صاف مي بستند و با کابل به زیر پا مي زدند يا ناخن را مي کشیدند. این صندلی حدود يك متر از زمین فاصله داشت خاصیت این آلت شکنجه چینن بود كه فریادهای شخص بیرون نمي آمد و در داخل کلاه آپولو انعکاس مي يافت و خود موجب شکنجه مضاعف زندانی مي شد.

Written by State-of-Siege

9 مه 2008 در 9:12 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: