خبرگذاری حکومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

حاضر جوابی!

leave a comment »

نیروی انتظامی به یه دختر جوون گیر داده بود به خاطر مثلا بدحجابی. یارو جناب سروانه(درجه ها رو بلد نیستم) صداشو گذاشته بود رو سرش و به دختره می گفت این چه وضعیه.تو باید با ما بیای.دختره هم فقط می گفت چرا؟همین .فقط می گفت چرا؟ و جناب سروان مرتب تکرار می کرد بدحجابی.بدحجابی.دیدم من که کاری از دستم بر نمی اد .می خواستم برم که دیدم دختره صداشو بلند کرد.حتی بالاتر از صدای جناب سروانو گفت: می شه بگی به چیت می نازی؟ به هیکلت؟به صدای بلندت؟. جناب سروانه صداشو برد رو سرشو گفت : به ستاره هام.به ستاره های رو دوشم. دختره صداشو کمی آروم تر کردو گفت:من نمیام.به خدا نمیام .می دونی چرا؟ چون خدا با این همه ستار ه به من زور نمی گه تو چطورجرات می کنی با یه ستاره به من زور بگی؟ وقتی اینو گفت دیگه راهمو کشیدم که برم.چون یه چیزی تو دلم می گفت دختره برنده میشه! http://iris2m.blogfa.com/post-13.aspx

Written by State-of-Siege

13 اکتبر 2008 در 8:16 ب.ظ.

نوشته شده در حرف حساب

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: