خبرگذاری حکومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

از «حکومت نظامی» جدی نگیرید!

leave a comment »

*قبلن مراتب ارادت خودم را نسبت به همه خوانندگان بالاخص همه خانم‌های محترم، عرض نموده و امیدوارم از من جدی نگیرند!

ما ایرانی‌ها بس مردم ناشناخته‌ای هستیم! می گویید چرا؟ عرض می‌کنم، ما ادعا می‌کنیم که اولین قوانین موضوعه حقوق بشر را نوشته‌ایم و استناد می کنیم به لوح حمورابی و ….. اما در رفتار روزمره خودمان آنقدر تناقضات یا به قولی پارادوکس آشکار داریم که نگو و نپرس!
بنده فقط یک نمونه را مثال می‌آورم و بعدش خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل:

خیلی از خاطرات ما مردم حزب الله –ما که می‌گویم روی سخنم بیشتر با هم‌سن و سال‌های خودم است- در صف‌های نانوایی گذشته و کماکان دارد می گذرد! بالتبع این توی صف ایستادن‌ها خالی از خاطره هم نبوده است:
«یک روز همین که در صف بلند و بالای نانوایی لواش محله‌مان ایستاده بودم یکی از بچه هم‌محله‌ای که مثل من و خیلی دیگر از عناصر ذکور توی صف مانده، از اینکه شاطر رعایت عدالت را نمی‌کرد و عناصر اناث را به قولی «بیشتر راه می‌انداخت»، خشمگین شده بود ناخود‌آگاه و بدون قصد و نیت قبلی و فقط از باب ناراحتی‌اش از این بی‌عدالتی جناب شاطر، جمله‌ای را گفت که صف مردها به یکباره ترکاند:

«شاطر! چرا همش به زَنا می‌دی یک‌کم هم به آدما بده؟!»

Written by State-of-Siege

11 نوامبر 2008 در 2:13 ب.ظ.

نوشته شده در گاوراس بلاگ نوشت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: