خبرگذاری حکومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

حکایت دزدیده شدن موتور همسایه‌مان

leave a comment »

چندین سال قبل در زمانی که هنوز اندکی آدمیت در وجود کارگزاران جمهوری اسلامی مانده بود و هنوز تا به این حد پدر سوخته نشده بودند، روزی از روزها موتور همسایه‌مان آب شد رفت توی زمین!.
القصه؛ همسایه بخت برگشته، زمین و زمان را زیر پا گذاشت تا بالاخره دستگیرش شد که موتور حاجی را از خیابان محله‌مان سوار نیسان کرده‌اند و با اجازه یک از همین آخوندهای کلاه‌شرعی‌گذار با عنوان اینکه صاحبش فوت شده و ورثه هم ندارد به یکی از افسرهای آگاهی، مشتلق داده‌اند؟!.
همسایه ساده دل ما که فکر می کرد اگر به فلانی بگوید موتورش را در دم تحویل می‌گیرد، شال کلاه کرد تا آن جناب را بیابد و داستان را برایش بازگو کند؛ اما در کمال حیرت شنید که:‌ «من موتورت را فروخته‌ام و آن کسی هم که از من خریده، او هم فروخته است. الان تنها کاری که میتوانم برایت انجام دهم این است که ببرمت به پارکینگ موتورهای مسروقه، آنجا هر کدام‌ از موتورها را که خواستی همانجا برایت سند می‌زنم(!).»

راستی او که بود که می گفت: «ما علاوه بر اينكه زَندگي مادي شما را مي خواهيم مرفه بشَد، زَندگي معنوي شمارا هم مي خواهيم كه مرفه باشد! شما به معنويات احتياج داريد. معنويات مارا بردند اينها!»

Written by State-of-Siege

14 نوامبر 2008 در 10:32 ق.ظ.

نوشته شده در گاوراس بلاگ نوشت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: