خبرگذاری حکومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

روش شستشوی مغزی (BrainWashing)

leave a comment »

این واژه نخستین بار از ترجمه یک اصطلاح چینی پدیدار شد. کمونیست های چینی به فنون پذیرش یا تغییر عقیده «هیشی نااو Hsinao» می‌گفتند که برگردانش می‌شود: «شستشوی مغزی BrainWashing»

اساس چنین روشی ایجاد مشارکت اجباری در افراد است تا عقاید زندانی با بازجو یا بازجویانش همسان شود.

شستشوی مغزی به جهت دستیابی به یک یا هر دو هدف زیر انجام می‌شود:

الف)- وادار کردن شخصی بی‌گناه به پذیرش جرمی ناکرده علیه مردم یا حکومت
ب)- تغییر اجباری دیدگاه فرد، طوری که از دیدگاه قبلی خود تبری جسته و دیدگاه مورد نظر بازجو را بپذیرد.

برای نیل به اهداف یاد شده، اقدامات زیر صورت می‌پذیرد:*

1)- کنترل همه جانبه و فراگیر: سراسر وجود زندانی، حتا فوری‌ترین نیازهای او تحت کنترل قواعد سختی است که خواب و بیداری او را در بر می‌گیرد. هدف آن است که سوژه در معرض آزار روانی قرار گیرد و این باور در او پدیدار شود که زندانبانان او قادر مطلق هستند و او ناتوان.

2)-عدم اطمینان: در چند هفته ابتدای دستگیری به متهم چیزی در مورد اتهامات وارده گفته نشده و سوالات او با با خشونت پاسخ داده می‌شود. برای مثال به او گفته می‌شود که خودش از ماهیت جرایمش آگاهی داشته و باید هر چه سریعتر اعتراف کند.

3)- منزوی کردن: به محض بازداشت متهم ارتباط او را با دنیای خارج به طور کلی قطع می‌کنند و زندانی فقط اطلاعاتی را که بازجویان صلاح بدانند دریافت می‌کند.

4)- شکنجه: فرد در معرض انواع شکنجه‌های جسمی و روحی قرار می‌گیرد. ممکن است به وی گفته شود که همسرش طلاق گرفته و با نزدیکترین دوستانش علیه او اعلامیه مشترک صادر کرده است. بازجویی های شدید، یکسره به مدت دوازده تا شانزده ساعت و بی‌خوابی‌ دادن های پی در پی ادامه می‌یابد تا زندانی آمادگی مطلوب را جهت تاثیر پذیری روانی پیدا کند.

5)- ایجاد فرسودگی و ناتوانی جسمی: برقراری رژیم غذایی خاص تا وزن و توانایی زندانی به سرعت کاسته شود.

6)- تحقیر شخصیت: زندانی از زمان بازداشت در می‌یابد که جرم نسبت داده شده به وی سبب شده تا از همه ارزش و احترام خود محروم شود. فرد دربند هر قدر مهمتر باشد تحقیر او بیشتر خواهد بود.

7)- مسلم فرض کردن جرم: بازجویان سعی می‌کنند به زندانی تلقین کنند که به طور قطع و یقین مرتکب آن جرم شده است.

8)- توالی وقایع: پس از یک دوره شوک و سردرگرمی، زندانی به رفتار گذشته خود فکر می‌کند تا شاید در میان آنها گفتار یا کرداری را بیابد که تاییدی بر گناهکاری‌ اش باشد.

*- مجموعه مقالات، «تبلیغات و جنگ روانی»، ترجمه حسین حسینی، صص 19-21

Written by State-of-Siege

1 نوامبر 2009 در 10:07 ق.ظ.

نوشته شده در گاوراس بلاگ نوشت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: