خبرگذاری حکومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

Archive for the ‘جنگ ایران و عراق’ Category

زورمندان ناسپاس

leave a comment »

در سه راه دهلران پلی وجود داشت كه آن سوی پل، نيروهای عراق كاملاً متمركز بودند و از آنجا دهلران را زير آتش می گرفتند. به همين جهت پيشرفت نيروهای ارتش فلج شده بود. تنها راه حمله به نيروهای عراق، گذشتن از اين پل بود، اما اين پل از لحاظ استحكام، قدرت آن را نداشت كه تانكهای ارتش و در پشت آنها نيروههای زمينی از روی آن عبور كنند. فرماندهان ارتش از لحاظ استراتژيك به اين نتيجه رسيده بودند كه به هر قيمتي بايستی نيروهای عراقی را ازآن منطقه عقب برانند…ايرج فرهومند تحصيلات خود را در رشته راهسازی در آمريكا به پايان رسانده و تخصصش را در بخش پل سازی از دانشگاه بركلی كاليفرنيا رفته بود. او در ادامه بررسی های علمی، در رشته سنجش زلزله و محاسبه خطرات آن برای نيروگاه های اتمی در فرانسه كار می كرد. برخی از تحقيقات علمی او در اين زمينه هنوز در دانشگاه بركلی تدريس ميشود…«ايرج فرهومند» موفق شد در ظرف چند روز، با محاسبه‌های دقيق برای زدن پايه‌های اضافی به زير پل ، اين امكان را فراهم آورد كه تانك های ارتش موفق شوند از روی آن عبور كنند. با گذشتن تانك های ارتشی و در پشت آن سر آنها، نيروهای نظامی، نيروهای ايرانی موفق شدند صدمات سنگينی به ارتش عراق وارد سازند و آنها را به عقب نشينی وادارند. خبر اين واقعه در منطقه پيچيد. من شنيدم كه فرماندهان ارتش و سپاه پاسداران همه شيفته او شده بودند…اما او سرنوشت تلخی داشت. چندی بعد شنيدم او را به عنوان عضو حزب رنجبران شناسایی و توسط كميته اسلامی منطقه‌ی دهلران تيرباران می شود. افسری كه او را لو داده بود وابسته به حزب توده بود و خود نيز پس از مدتی بدست كميته ای ها كشته می شود…سالها پس از مرگ او، رژيم جمهوری اسلامی با دولت فرانسه تماس گرفت تا يكی از متخصصان خود را برای ارزيابی از موقعيت نيروگاه اتمی بوشهر و سنجش زلزله و خطرات آن برای نيروگاه به ايران اعزام كند. دولت فرانسه در پاسخ به اين درخواست اعلام كرده بود كه متخصصان اين رشته در جهان انگشت شمارند. يكی از آنها يك ايرانی به نام «ايرج فرهومند» است كه مدتی در نيروگاه های اتمی فرانسه به كار اشتغال داشته و تا آنجا كه دولت فرانسه اطلاع دارد مدتی است به ايران بازگشته است!.
اصالت:
http://arman-h.blogspot.com/2008/11/blog-post.html

Written by State-of-Siege

20 نوامبر 2008 at 12:27 ب.ظ.

نوشته شده در جنگ ایران و عراق

تارخ جدید جنگ؛ محمد حیدری (لطفن با حوصله بخوانید)

with 2 comments

روز اول مهر ماه [1382]، «همشهري» گفت وگويي با  هاشمي رفسنجاني منتشر كرد كه بخش هاي مربوط به جنگ اين گفت وگو توجه محافل خبري و سياسي را به خود جلب كرد. هاشمي در ابتداي سخنانش تأكيد داشت: «اكنون شرايط تاريخي به گونه اي است كه مي توان واقعيت ها را واضح تر گفت» هر كسي كه اين گفت وگو را خواند دانست كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ایران سخنان جديدي خواهد گفت. چند روز پس از انتشار اين سخنان سر لشكر محسن رضايي، فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ و دبير فعلي مجمع تشخيص مصحلت نظام گفت وگويي با سايت اينترنتي بازتاب انجام داد كه به نوعي پاسخگويي به سخنان  هاشمي رفسنجاني تلقي شد.
جنگ هشت ساله ايران و عراق، هنوز يكي از تابوهاي اصلي حوزه تاريخي جمهوري اسلامي ايران محسوب مي شود و جز قرائت هاي رسمي حكومتي، روايت هاي ديگر از آن اجازه انتشار نمي يابد. ليكن تحولات پر شتاب ايران در سال هاي اخير فضاي جديدي ايجاد كرد كه به دنبال آن پرسش هايي جدي درباره جنگ، چرايي طولاني شدن آن و چگونگي عمليات هاي نظامي آن به وجود آمد. ليكن بسياري از اين پرسش ها مجال طرح و بررسي نيافته است.
اما مهمترين نقدي كه در سال هاي اخير درباره جنگ مطرح شد، ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر است كه البته در همان سال هاي جنگ نيز از سوي برخي جريان هاي منتقد مطرح مي شد.

حدود سه ماه پس از فتح خرمشهر در سال 1361،

ادامهٔ مطلب »

Written by State-of-Siege

3 اکتبر 2008 at 3:44 ب.ظ.

نوشته شده در جنگ ایران و عراق

کدام را باور کنیم: قسم حضرت عباس یا دم خروس ؟!

with 4 comments

به تاریخ روزنامه توجه کنید، شنبه 30 فروردین 59 یعنی 5 ماه قبل از آغاز جنگ!

سیاست تنش زدایی یا تنش آفرینی؟!
imam

Written by State-of-Siege

24 سپتامبر 2008 at 11:51 ب.ظ.

نوشته شده در جنگ ایران و عراق

آقای جمهوری اسلامی ! داداش ایندفعه اگر جنگ بشه ما نیستیما !

leave a comment »

من دیگه نه سهمیه میخوام نه زن میخوام نه میخوام دکتر بشم نه فوق دکترا و تخصص میخوام نه میرم مجلس نه کارخانه میخوام نه هیچی دیگه نمیخوام ضمن اینکه دیگه اینقدر خر نیستم می فهمم که ایندفعه اگر جنگ بشه بعدش شماها اصلاً دیگه نیستید که من چیزی هم بخوام ! ……….http://alirezarezaee1.blogspot.com/2008/07/57.html

Written by State-of-Siege

24 سپتامبر 2008 at 11:29 ب.ظ.

نوشته شده در جنگ ایران و عراق

خسارت ایران از جنگ:1تریلیارد و 619میلیارد و 251میلیون تومان‌ ِ سال 67!

with one comment

این بریده ای از روزنامه ایران مورخ 20/5/84 است، همانطور که ملاحظه می کنید خسارت کلی ایران در بازه زمانی 59-67 رقم 16 هزار و 192 میلیارد ریال (ریال دوران جنگ) اعلام گردیده است؛
یعنی به عبارتی 16,192,000,000,000ریال (ریال دوران جنگ)

و چون آن زمان دلار دو نرخ داشته یک نرخ دولتی 70ریالی و نرخ آزاد یا شناور که روزنامه آن را 200ریال فرض کرده، بنابراین ارزش دلار در آن موقع به طور میانگین 140ریال محاسبه شده که حاصل $115,000,000,000( دلار زمان جنگ) می‌شود.

click to FULL SCREEN

اگر بخواهیم معادل ارزی و ریالی فعلی آن را محاسبه کنیم که سر به فلک می گذارد!

         حالا هی بگویند این جنگ برا ی ملت ما یک نعمت بود (!)


                                                                                                                      

Written by State-of-Siege

16 سپتامبر 2008 at 5:51 ق.ظ.

نوشته شده در جنگ ایران و عراق

خاطرات ایرانیان از جنگ 8 ساله با عراق

with 3 comments

iran iraq warمن خودم ۶ بار بصورت داوطلبانه ( بسيجی ) به جبهه های جنگ رفتم و در حال حاضر آثار جراحات بر وجودم باقيست ( جانباز ) ولی می خواهم عرض کنم ريشه و هدف هر جنگی در طول تاريخ بشر ساده لوحی حاکمان آنها بوده است و همواره هزينه اين گونه بی خردی ها را مردم بايد بپردازند . خسرو – تهران

سال ۵۹ که جنگ شروع شد من فقط ۴سال داشتم و زياد در جريان آن نبودم، ولی خاطره ای دارم که يادآوری آن قلبم را به درد می آورد. حدود ۱ بعد از نيمه شب يکی از روزهای تابستان سال ۷۲با دوستان پياده از خيابان خلوتی می گذشتيم، خانمی حدودا ۵۰ ساله را ديدم که جلوی در خانه را آب و جارو ميکرد. در يک دست شيلنگ آب و در دست ديگرش جارو. با تعجب از دوستم که ساکن آن محل بود راجع به کار آن خانم پرسيدم و او در جواب گفت: پسر اين خانم در جنگ مفقود شده و او هنوز منتظر آمدن پسرش است. محمود – اهواز

جنگ که می شود همه چيز نيست و نابود می شود و يکی از اين چيزها دوران کودکی ما متولدين ۵۷ هست اکنون که به خود می نگرم می بينم که چنان کودکی ما با مفاهيم ايدئولوژيک آکنده از خون و نفرت ممزوج بوده که اکنون برای درک انسانی ترين مفاهيم نيازمند صغری کبری چيدن هستم .من آمار دقيقی ندارم اما وقتی به همسالانی که کودکی شان را در دوران جنگ سپری کرده اند می نگرم می بينم که همه آنها مثل من افسرده و سر در گريبان هستند. الگويی ارايه شده به ما در آن دوران حسين فهميده بود. جوانی که دست به عملياتی انتحاری زد. اسباب بازی ما قلک هايی شبيه نارنجک و از جنس پلاستيک بود که مدرسه می داد و بايد پر از پولش می کرديم و برای کمک به جبهه می فرستاديم و…ما کودکی نداشتيم ما نسل سوخته ايم. البته من هيچ کس ايرانی را محکوم نمی کنم چرا که مقتضيات کشوری که ناجوانمردانه آماج تهاجم است همين است من فقط از يک دوران تلخ سخن می گويم. سعيد – قزوين

ادامهٔ مطلب »

Written by State-of-Siege

14 سپتامبر 2008 at 1:51 ق.ظ.

نوشته شده در جنگ ایران و عراق

خاطره ای دردناک از جنگ 8 ساله ایران و عراق

with one comment

این روزها همه از نا گفته های جنگ می گویند و من هم قصد دارم باز خاطره ای از اوضاع چنگ در سال 1365 را بیان کنم شاید به شناخت آن سال کمکی کرده باشم.

در سال 1365 که از سوی آقای رفسنجانی – نه سوی امام – سال پیروزی نام گرفته بود تصور بر این بود که تمامی امکانات کشور در خدمت جنگ قرار گرفته است و قرار بود با انجام عملیات کربلای 4 آن پیروزی مهم در جنگ بدست آید تا با آن بتوان به سمت خاتمه جنگ –صلح- پیش رفت مطلبی که آقای محسن رضایی هم از آن به عنوان پیروزی چشمگیر یاد می کنند. اما در جبهه ها قصه چیزی دیگری بود. من در آن سال در قسمتی فعالیت می کردم که قرار بود رزمندگان آن واحد خط شکن عملیات باشند. عملیات لشکر ما قرار بود در قسمتی از شلمچه و جزیره بوارین باشد. این منطقه را عراق با سرازیر کردن آب بصورت هور وباتلاق در آورده بود. عملیات در اینجا بسیار سخت بود ورد شدن آن نیز بسیار مشکل . علاوه بر این بخاطر گل ولای از اسلحه هم نمی شد استفاده کرد زیرا اسلحه در گل ولای عمل نمی کنند و گیر می کنند. لذا قرار بود رزمندگان با استفاده از نارنجک و عملیات دفاع شخصی خط بشکنند. تصمیم گرفته شد رزمندگان آن واحد آموزشهای ویزه و تا حدی کماندویی ببیند . در موقعیت آموزشی از یک مربی دعوت شد تا به این رزمندگان آموزشهای لازم را بدهد. ایشان هم آموزشهای سخت کماندویی را شروع کرد. چند روزی از این آموزشها گذشته بود که این مربی از نحوه کار رضایت کامل نداشت و گفت این آموزشها بسیار سخت است و با این غذایی که شما به اینها می دهید اینها توان و جون ندارند که از پس این تمرینها برآیند لذا باید غدای مقوی به اینها بدهید. البته غذایی مقوی هم این بود که حداقل هفته دو بار غذایی مثل چلو برگ بدهند. خلاصه؛ مسئول موقعیت شهید فرودی بود مسئله را با آشپزخانه و مقام های بالاتر مطرح کرد. پس از مدتی از غذا ویزه خبری نشد و اموزشهای ویزه هم تعطیل شد. علت را از شهید فرودی سوال کردم. گفت : "غصه درد ناکی دارد ما درخواست را به تدارکات لشکر فرستادیم و آنها چون گوشت نداشتند درخواست را به قرارگاه ارسال کردند و آنها هم در خواست را به سازمان گوشت فرستادند. سازمان گوشت هم پاسخ داده است این درخواست را برای نخست وزیر بفرستید تا بگویند ما سهمیه گوشت کوپنی کدام استان را قطع کنیم تا اگر فردا مشکلی پیش آمد نخست وزیر مسئولیت آنرا قبول کنند و ما هم از خیر آن گذشتیم."

آری اینچنین بود اوضاع در آن سالی که بهترین سال بود.

اصالت:
http://samh412.persianblog.ir/post/49
مرتبط:
پرونده جنگ ایران و عراق

Written by State-of-Siege

12 سپتامبر 2008 at 5:38 ب.ظ.

نوشته شده در جنگ ایران و عراق