خبرگذاری حکومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

Archive for the ‘ســانســور’ Category

چرا در صداوسیما (IR Big Brother) حرف مردم را به طور زنده و مستقیم پخش نمی کنند؟

with one comment

جواب در خود تيترمثل روز روشن است.

Advertisements

Written by State-of-Siege

22 دسامبر 2008 at 6:36 ق.ظ.

نوشته شده در ســانســور

از کتاب سوزی تا اینترنت کوبی

with one comment

ری بردبری و فارنهايت ۴۵۱

«از بلندای صخره به ژرفنای پرواز کن! در بین راه بال‌هایت را بساز!»

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

ری بردبری نویسنده مشهور آمریکایی ژانر علمی – تخیلی ،در ۲۲ اوت ۱۹۲۰، در «ووکگان» واقع در ایالت ایلینویز آمریکا، از مادری سوئدی‌تبار و پدری آمریکایی به دنیا آمد. در سال ۱۹۳۴ به همراه خانوادهٔ خود به لس‌آنجلس نقل مکان کردند. وی در
۱۹۳۸ دبیرستان را تمام کرد، اما تصمیم گرفت به دانشگاه نرود و در کتابخانهٔ محلی به آموزش خود بپردازد. از دوره تحصیل در دبیرستان ، شروع به نوشتن داستان‌های علمی کرد و اولین داستانش را در بیست و یک سالگی به فروش رساند. بین سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ داستان‌های خود را در مجلاتی نظیر «قصه‌های خارق‌العاده» ، «داستان‌های شگفت‌انگیز» و «داستان‌های علمی مبهوت ‌کننده» به چاپ رساند. بردبری در سال ۱۹۴۵ داستان «سیاه بزرگ و بازی سفید» را به مجله «American Mercury» فروخت که برندهٔ جایزهٔ بهترین داستان کوتاه آمریکا شد وجزو بهترین داستان‌های آمریکایی سال ۱۹۴۶ دوباره منتشر شد. از این زمان به بعد آثارش مرتب در مجلاتی چون «هارپرز» ، «مادموازل» و «ریپورتر» چاپ و منتشر شد. کتاب‌های بردبری عبارتند از :
کارناوال سیاه (۱۹۴۷) ، «خاطرات مریخی» (۱۹۵۰) ، فارنهایت ۴۵۱ (۱۹۵۳) ، «دارویی برای مالیخولیا« (۱۹۵۹) ، «آر برای راکت»
(۱۹۶۲) ، «تشکیلات جوی» (۱۹۶۳) و «نمو» (۱۹۶۴) بردبری در سال ۱۹۴۷ با مارگارت مک‌کلر ازدواج کرد و از او ۴ فرزند دختر دارد. وی تا کنون ۳۰ کتاب و بیش از ۶۰۰ داستان کوتاه نوشته است. او از جمله نخستین کسانی است که جایزه استاد بزرگ را که انجمن نویسندگان علمی‌تخیلی آمریکا به پاس یک عمر فعالیت موفقیت‌آمیز در زمینه داستان نویسی علمی-تخیلی اعطا می‌کرد، به دست آورد.

فارنهایت ۴۵۱

فارنهایت ۴۵۱ مشهورترین و چالش‌برانگیزترین اثر بردبری است. خود بردبری این کتاب را تنها کتاب علمی-تخیلی خود می‌داند:
«نخست اینکه من علمی-تخیلی‌نویس نیستم. تنها کتاب علمی-تخیلی من فارنهایت ۴۵۱ است. علمی-تخیلی توصیف واقعیت است و فانتزی شرحی خیال‌پردازانه.»
Free Image Hosting at allyoucanupload.com
داستان در جهانی اتفاق می‌افتد که خواندن یا داشتن کتاب جنایتی بزرگ محسوب می‌شود، این مشخصات جامعه‌ای است که تحت ستم یک نظام سیاسی است که شهروندانش را افرادی مجهول‌الهویه و نابالغ تشکیل می‌دهند. قرصهای شادی بخش و داروهای مسکن و خواب‌آور که نسیان‌آور نیز هستند با صفحه‌های بزرگ ویدیویی بر دیوارهای منازل هرگونه دغدغه‌ای را برطرف می‌کنند.آزاداندیشی در این جهان ممنوع و خطرناک است زیرا تعادل جامعه را مختل و اشخاص را ضداجتماع بار می‌آورد، کتاب و هرچه خواندنی است عامل اصلی این انحراف شناخته می‌شود. مسؤلیت بازیابی و سوزاندن کتاب‌های باقی‌مانده در این نظام
به عهده آتش‌نشانی است. از آن‌جایی‌که خانه‌های این شهر تخیلی ضدآتشند، کتاب‌های یافته را در همان محل اختفا به آتش می‌کشند. برای کشف محل اختفای کتاب از یک سگ مکانیکی استفاده می‌کنند که پس از یافتن کتاب صاحب آن ‌را که دشمن امنیت ملی نامیده می‌شود، تعقیب کرده و به قتل می‌رساند. اونیفورم و کلاه مأموران آتش‌‌نشانی به نشان «سمندر» یا «آتش‌پرست» مزین است؛ این خزنده از دوران باستان نماد زندگی در آتش بوده است.

مونتاگ آتش‌نشانی است که از کار خود لذت می‌برد. کار او سوزاندن کتاب‌های ممنوع است و از قضای روزگار تمام کتاب‌ها ممنوع هستند. اما یک باری که با کله‌ریس مک‌کله‌لن ملاقات می‌کند به او می‌فهماند که زندگی‌اش آنطور که فکر می‌کرده شاد نیست و این
برای مونتاگ سرآغاز شیدایی است. همان شب مونتاگ همسرش را در حالی می‌یابد که شیشه‌ی قرص خواب را به تمامی بالا
انداخته و رو به موت است و دیگر در همه چیز زندگی خود شک می‌کند. به زودی برای اولین بار کسی را می‌بیند که حاضر نشده همراه پلیسی که او را یافته برود، این زن مسن ترجیح می‌دهد با کتاب‌های خود بسوزد. این واقعه مونتاگ را وا می‌دارد که کتابی
بردارد و بخواند …

«برای سوزاندن یک کتاب بیش از یک راه وجود دارد…برای نابود کردن یک فرهنگ نیازی نیست کتابها را سوزاند. کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند…هر اقلیتی فکر می‌کند حق دارد، اجازه دارد، وظیفه دارد (روی هر چه نمی‌پسندد) نفت بریزد و کبریت بکشد. هر ویراستار ابلهی که خود را منبع شوربای ادبیات بی‌مایهٔ امروز می‌پندارد، گیوتین‌اش را آماده می‌کند و می‌خواهد سر هر نویسنده‌ای که جرات کند کمی بلندتر از زمزمه سخن بگوید یا چیزی بالاتر از لالایی بنویسد را از تن جدا کند…من به تازگی فهمیدم که چند ویراستار کیوبیک‌نشین در انتشارات بالانتین، از ترس آلوده‌شدن جوانان، ذره ذره، هفتاد و پنج قسمت مختلف کتاب فارنهایت ۴۵۱ را سانسور کرده‌اند. چند دانشجو که این داستان، که به پدیدهٔ سانسور و کتاب‌سوزان در آینده می‌پردازد را خوانده بودند، برای من نامه نوشتند و مرا از این طنز بدیع با خبر کردند…»

چند روز پیش به طور تصادفی ویدئویی در گوگل ویدئو پیدا کردم که در آن خود ری بردبری حرف‌های بسیار جالبی در مورد فارنهایت ۴۵۱ زده است  ، در واقع انگیزه من برای نوشتن این پست دیدن همین قطعه ویدئویی بود. وی در این مصاحبه می‌گوید که کتاب را هنگامی نوشته که از نظر مالی با مشکلات فروانی روبرو بوده و همسرش هم باردار بوده است ، کتاب را در کتابخانه دانشگاه UCLA
نوشته است ، با دپارتمان فیزیک تماس گرفته و واقعا در مورد درجه احتراق کتاب‌ها پرسیده است ، عمویش آتش‌نشان بوده و چیزهای شنیدنی دیگر:

فرانسوا تروفوا، فیلم‌ساز معروف فرانسوی در سال ۱۹۶۶ میلادی فیلمی به همین نام تولید کرد. اسکار ورنر، هنرپیشه اطریشی در نقش مونتاگ و ژولی کریستی در دو نقش ظاهر شدند.
Free Image Hosting at allyoucanupload.com
قرار است که فرانک دارابونت کارگردانی که «مسیر سبز» را در کارنامه کارگردانی خود دارد در سال ۲۰۰۸ ، نسخه دیگری از
فارنهایت ۴۵۱ را بسازد.

از وب سایت دوست و برادر « یک پزشک»

Written by State-of-Siege

22 نوامبر 2008 at 8:23 ب.ظ.

نوشته شده در ســانســور

چه هنگام من مفهوم «سانسور» را درک کردم؟

leave a comment »

جنگ آنی نیست که در رسانه‌ها تصویر می شود یکی از خصوصیات ما بچه‌های انقلاب این است که همه‌مان بارقه‌هایی از سیاسی‌گری را در وجودمان داریم حالا بعضی ها بیشتر و بعضی‌‌ها کمتر. اما فکر نمی‌کنم لااقل از میان ما مردهای نسل دوم انقلاب کسی باشد که به زرس قاطع بگوید: «من از سیاست بدم می‌آمد و بدم می‌آید و بدم خواهد آمد‍!» حقیقت این است که سیاست آن طور که پدر و مادر ما می‌گویند مال پدر سوخته‌ها نیست، سیاست مال همه است چون سیاست یعنی زندگی و..….. بگذریم از بحث اصلی دور شدیم، “جوان نشده پیر شده”‌هایی مثل من حتمن به خاطر دارند فتح فاو را در عملیات والفجر 8 و آن توی بوق و کرنا کردن‌ها را که بله، صدام یزید کافر دیگر نفس های آخرش را می‌کشد و ما در آستانه پیروزی حق علیه باطل هستیم!. اما برخلاف زمانی که «خبر فتح فاو» در بوق و کرنا می‌شد، شیپورچی ها «خبر سقوط فاو» را به هیچ عنوان جار نزدند؟! –مقصودم رادیو و تلویزیون است مطبوعات را نمی‌دانم چون آن موقع خواندن نمی‌دانستم- ولی به هر حال از گوشه و کنار خبرهایی شنیده می‌شد، مثلن در جلساتی که پدرم مرا می‌برد می‌شنیدم که‌ می‌گفتند: «حیف شد که فاو را از دست دادیم» و قس علی هذا.
من در همان ایام یک علامت سوال بزرگ در مغزم نقش بست: «چرا در رادیو و تلویزیون نمی‌گویند که ما فاو را از دست دادیم؟ چرا اصلن حرفی از سقوط فاو نمی‌زنند؟ چرا….؟»

البته الان پاسخ تلخی برای آن سوالات دارم، پاسخی همچون گفته‌ی پر مغز دکتر علی شریعتی:

«آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند، از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، میدوشندت، از خر که قوی‌تر نمیشوی، بارت می‌کنند، از اسب که دونده‌تر نمیشوی، سوارت می‌شوند؛ آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند

Written by State-of-Siege

16 نوامبر 2008 at 5:25 ب.ظ.

نوشته شده در ســانســور

شهروند امروز توقیف شد؛ ماهرانه در جنگ است ناخدای‌ استبداد با خدای آزادی

leave a comment »

Written by State-of-Siege

13 نوامبر 2008 at 4:17 ب.ظ.

نوشته شده در ســانســور

«لعنت الله‌ علیه»ها هفته نامه «شهروند امروز» را هم بستند

with 4 comments

شهروند توقیف شد. به گزارش "الف"هفته نامه شهروند توقیف شد. مصاحبه با یکی از نزدیکان هاشمی رفسنجانی از دلایل توقیف شهروند عنوان شده است.

شک ندارم که یک سر فتنه برمی‌گردد به سعید مرتضوی، دادستان تهران. فقط می‌شود گفت: لعنت الله علی القوم الظالمین

Written by State-of-Siege

5 نوامبر 2008 at 9:46 ب.ظ.

نوشته شده در ســانســور

«به هر نشریه ای که صلاح بدانیم یارانه می دهیم!»

leave a comment »

علیرضا ملکیان – معاون مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی – با تاکید بر این که در حال حاضر یارانه‌ها بر اساس شاخص‌های کمی و کیفی به مطبوعات اختصاص می‌یابد، اظهار کرد: یارانه‌های مطبوعات در سال جاری حدود 13 میلیارد تومان کاهش پیدا کرده و این در حالی است که بر تعداد نشریات کشور افزوده شده و در نتیجه و به طور کلی به کاهش یارانه‌های مطبوعاتی منجر شده است. اظهارات ملکیان می تواند به این معنی باشد که به هر نشریه ای که صلاح بدانیم یارانه می دهیم در صورتی که این یارانه متعلق به همه محصولات فرهنگی است.http://www.medianews.ir/fa/2008/09/24/malekian.html

Written by State-of-Siege

6 ژوئیه 2008 at 12:11 ق.ظ.

نوشته شده در ســانســور

رسانه ملی و سانسور ماهرانه سخنرانی سید محمد خاتمی در برنامه زنده!

leave a comment »

عصرایران- رسانه ملی سخنان سید محمد خاتمی در مراسم شب قدر حرم امام خمینی (ره) که به طور زنده از تلویزیون پخش می شد را چنان ماهرانه سانسور کرد که موجب اختلاف بین خبرنگاران برخی خبرگزاری ها شد! طبق خبر ایسنا خاتمی در این جلسه گفته بود که نباید به اسم عدالت سرمایه های کشور به باد داده شود اما این جمله را کسانی که از طریق گیرنده های تلویزیونی و البته به صورت زنده به سخنان خاتمی گوش فرا می دادند نشنیده بودند. گفتنی است بعد از بررسی نوار سخنان خاتمی در مرقد امام و نیز نوار سخنان پخش شده خاتمی از طریق صدا و سیما مشخص شد که رسانه ملی در پخش به اصطلاح زنده سخنان خاتمی این جمله او که مستقیماً علیه دولت بوده است را سانسور کرده است و البته بسیار هنرمندانه!http://asriran.com/fa/pages/?cid=52932

Written by State-of-Siege

5 ژوئیه 2008 at 12:03 ق.ظ.

نوشته شده در ســانســور