خبرگذاری حکومت نظامی

ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی

Archive for the ‘پرونده اشخاص’ Category

«یادگاری های احمدی نژاد در پایتخت+یک عکس» – از ویژه نامه روزنامه تهران امروز

leave a comment »

این صفحه ای از ویژه نامه انتقادی روزنامه تهران امروز است که موجبات توقیف آن را فراهم کرد و البته عکس که اصلش از ایسناست.

یکی از صفØات ویژه نامه روزنامه در نقد اقدامات اØمدی نژاد در زمان شهرادر بودنش در تهران Ø§Øمدی نژاد - عکس از ایسنا
برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید.

Written by State-of-Siege

4 ژوئیه 2008 at 1:43 ق.ظ.

نوشته شده در پرونده اشخاص

سازمان دیده بان حقوق بشر: آمران قتل‌ها در کابینه دولت نهم

leave a comment »

  مØسنی اژه ایپور مØمدی

منبع:سایت دیدگاه
مقدمه
(نیو یورک ،15 دسامبر 2005) سازمان دیده بان حقوق بشر : ایرانیان در ژوئن 2005 محمود احمدی نژاد که با شعار بهبود وضعیت اقتصادی مردم به صحنه انتخابات آمده بود رابه عنوان رییس جمهوری انتخاب کردند. او در اوائل ماه اگوست پست جدید خود را با پشتیبانی بخشی از جامعه سیاسی که قویا مخالف اصلاحات سیاسی واجتماعی بودند و پیش از ان توسط خاتمی آغاز شده بود، تحویل گرفت. این گرایش همراه با مواضعی که احمدی نژاد هنگام مبارزات انتخاباتی گرفت موجب نگرانی های جدی فعالان جامعه ایرانی ومدافعان حقوق بشرشد که پس از به قدرت رسیدن او افزایش یافته است.

ادامهٔ مطلب »

Written by State-of-Siege

4 ژوئن 2008 at 9:57 ق.ظ.

نوشته شده در پرونده اشخاص

پرونده میکونوس؛ صدور قرار بازداشت برای علی فلاحیان (وزیر اطلاعات وقت)

leave a comment »

سه هفته قبل از آغاز دادگاه ميكونوس، وزير اطلاعات، حجت الاسلام فلاحيان به بن سفر كرد تا با بالاترين مقام ارشد اطلاعاتی آلمان
وزير كشور، برند اشميت باور [Bernd Schmidbauer] ملاقات كند. فلاحيان درخواست كرد تا پنج متهم در رابطه با ميكونوس آزاد شوند و سعي كرد كه جلوي تشكيل دادگاه را بگيرد. 117 اشميت باور درخواست فلاحيان را رد كرد.

در واقع، دادستانهاي آلمان آنقدر از مشاركت ايران در ترور مطمئن بودند كه دادستان كل فدرال آلمان كی نيهم[Kay Nehm]، در يك اقدام غيرمترقبه قرار بازداشت فلاحيان را در 24 اسفند 1374 صادر كرد. قرار بازداشت اشعار مي داشت كه فلاحيان قوياً مظنون به صدور دستور قتلهاست. 118

ادامهٔ مطلب »

Written by State-of-Siege

1 ژوئن 2008 at 8:25 ب.ظ.

نوشته شده در پرونده اشخاص

آيت الله منتظری نقش مصطفی پورمحمدی را در اعدامهای سال 67، تأييد کرد

leave a comment »

بی بی سی فارسیpur mohammadi
دو روز پس از آنکه گروه ديده بان حقوق بشر با انتشار گزارش مفصلی وزيران کشور و اطلاعات دولت محمود احمدی نژاد را به جنايت عليه بشريت متهم کرد، دفتر آيت الله منتظری تأييد کرد که اين مرجع شيعه همان گونه که اين گروه به خاطرات و مکاتبات وی استناد کرده، مصطفی پورمحمدی وزيرکشور کنونی ايران را از مسئولان ‹اعدام دسته جمعی› زندانيان سياسی در سال 1988 می داند.

ادامهٔ مطلب »

Written by State-of-Siege

15 مه 2008 at 12:04 ق.ظ.

نوشته شده در پرونده اشخاص

روح الله حسينيان کيست؟

leave a comment »

مازیار رادمنش
حجة الاسلام روح الله حسینیان درسال 1334 در شیراز متولد شد. در پنج سالگی به همراه خانواده به یکی از روستاهای آباده به نام hoseinian صغاد، مهاجرت کرد و تحصیلات خود را تا سوم دبیرستان در همان روستا به پایان رساند. وی سپس در سال 1349 در سن پانزده سالگی وارد حوزه علمیه قم شد، ابتدا در مدرسه ای به نام ولیعصر، جایی که آیت الله ربانی املشی اداره می کرد درس می خواند و در سال 1351 در مدرسه حقانی، زیر نظر استادانی مانند آیت الله بهشتی، آیت الله قدوسی تحصیل کرد. دوره مدرسه حقانی 14 ساله بود و در آن طلاب باید علاوه بر دروس حوزوی به فراگیری زبان خارجی و علوم روز می پرداختند. حسینیان پس از هشت سال در سال 59 از مدرسه حقانی فارغ التحصیل شد. مدرسه حقانی همان مدرسه ای است که بسیاری از مدیران اطلاعاتی و قضائی کشور مانند پورمحمدی، محسنی اژه ای و فلاحیان در آن درس خوانده اند. اولین کتاب وی به نام » رهبری در تشیع » در سال 1368 به چاپ رسید. ادامهٔ مطلب »

Written by State-of-Siege

14 مه 2008 at 11:38 ب.ظ.

نوشته شده در پرونده اشخاص

حسین شریعتمداری و همکاران اطلاعاتی او را بشناسیم

leave a comment »

Written by State-of-Siege

13 مه 2008 at 12:40 ق.ظ.

نوشته شده در پرونده اشخاص

خاطره‌ی یک زندانی سیاسی سابق از قاضی احمدی مقدس

leave a comment »

قاضي مقدس يا حاج آقا احمدی قبلا اسمش حاج آقا احمدی بود، بازپرس شعبه ی شش دادگاه انقلاب. او بازپرس پرونده ی سال ۷۲ ی من بود. اون موقع حدود سی سالی سن داشت. اولين بار كه ديدمش تازه از ماموريت برگشته بود. با تلفن كه صحبت می كرد، معلوم بود رفته دنبال دستگيری يه خلافكار كه تير اندازی كرده و دررفته. داداش اون يارو رو گرفته بودن و اورده بودن. اون بابا اعتياد شديد داشت و ناله می كرد. حاج آقا احمدی بهش می گفت اگه نگی كجا ها ممكن رفته باشه، به جرم همكاری با متهم و فرار اون زندانی می شی. منو سه روز از صبح می بردن دادگاه انقلاب دفتر حاج آقا. بازپرسی هم فرماليته بود، پرونده را در آن زمان اطلاعات راست و ريس می كرد. هنوز اوضاع به اصطلاح دوی خردادی نشده بود. حاج آقا احمدی تنها كاری كه كرد دوبار نوشته های من رو بر گردوند و گفت نمی خواهی زيرش چيزی اضافه كن؟ و منظورش ابراز غلط كردن بود. تو دادگاه متوجه شدم كه در افزايش حكم من بيش از آنچه در قانون خود جمهوری اسلامی پيشبينی شده، نقش آفرينی كرده. دادگاه ۱۰ دقيقه بود و قاضی راوندی يه معروف اون زمان كه نمی دانم حالا كجاست، خودش منشی و دادستان و وكيل و غيره هم بود. نه سئوال جدی ای مطرح كرد و نه پرونده را خونده بود. حتی نمی دونست من چقدر سواد دارم. منزلی را هم كه ما اجاره كرده بوديم و توش می نشستيم اين حاج آقا احمدی خدا بيامرز به اسم اينكه صاحب خانه،از نزديكان همسرم، می دانسته خانه ی تيمی ست و طرف طاغوتی يه و در آمريكا زندگی می كنه، پرونده سازی كرد و بدون اينكه به ما اعلام كنه، تقاضای مصادره ی آن را به يه دادگاه ديگه داد. همسر مرا از آن خانه به زور وادار به اسباب كشي كردن. چهار روز قبل از تشكيل دادگاه غيابی و صدور حكم مصادره، در اثر پيگيری های مكرر همسرم برای پس گرفتن اونجا يك جوانمردی كه اونجا كار می كرد، يواشكی به خانم من ندا داد كه پرونده تو كدام شعبه است. اونم به اون شعبه می ره و خلاصه به داد خونه هه می رسه. با وجود رای دادگاه به عدم مصادره، اون آپارتمان را يكی از همكاران حاج آقا به مدت دو سال اشغال كرده و بدون پرداخت اجاره در آن زندگی می كرد. حاج آقا احمدی كلت می بست و می گفتند درس هم می خونه. بعد ها اولين بار در جريان دادگاه پرونده ی كنفرانس برلن اسمش رو شنيدم و متوجه شدم كه ترقی كرده. بخش دوم اسمش يني مقدس جای بخش اول شو گرفته و به مدارج بالا تر منصوب شده . . . امروز هم تو اخبار ها خبر تاسفبار ترورش رو شنيدم و اينكه معاون دادستان تهران و رئيس يه مجتمع قضايی بوده. عجيب به نظر می رسيد. او آدم فقيری بود، هوش اندكی داشت و تو اون دوره همه ی كاراش رو از روی عقيده می كرد . . . من امروز از ترورش متاثر شدم. نمی دونم خودش تو ترور يا سر به نيست كردن كسی شركت كرده و يا در مسابقات مال اندوزی بعدی شركت داشته يانه، ولی در هر حال ترورش منو متاثر كرد . . . به نظرم توی اين ترور بيشتر به يه قربانی شبيه هه تا هر چيز ديگه . . . برگرفته از شب نگاشت های یک مهاجر

منبع: http://pichay.blogspot.com/
                                                                         

Written by State-of-Siege

11 مه 2008 at 12:23 ق.ظ.

نوشته شده در پرونده اشخاص